الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

37

تفسير مجمع البيان (فارسى)

دست است كه خدا يكى است ؟ « 1 » اكنون به پيامبر خود ميفرمايد : قُلْ لا أَشْهَدُ : بگو : من چنين شهادتى نمىدهم . اگر چه شما بدون هيچگونه دليلى شهادت مىدهيد و بزعم خود براى خدا اثبات شريك مىكنيد . شاهد به كسى مىگويند كه براى اثبات دعواى مدعى گواهى مىدهد . قُلْ إِنَّما هُوَ إِلهٌ واحِدٌ وَ إِنَّنِي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ : به كسانى كه شهادت مىدهند كه خدايان ديگرى با خدا هستند ، بگو : خداوند ، معبود يكتا و يگانه است . من از بتهاى شما و از بت پرستيهاى شما بيزارم . علما مىگويند : مستحبّ است كسى كه مسلمان مىشود ، شهادتين را بر زبان آورد و از هر دينى بجز اسلام تبرى جويد . اكنون اين نكته را بيان مىكند كه كفار بر دو دسته‌اند : جاهل و معاند . مىفرمايد : الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَعْرِفُونَهُ كَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمُ : اين جمله را در سورهء بقره ، تفسير كرده‌ايم . الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ فَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ : آنان كه خود را بزيان افكنده‌اند ، ايمان نمىآورند . اگر « الذين » صفت براى « الذين » اول باشد ، منظور اهل كتاب است كه با اينكه وى را همچون فرزندان خود مىشناسند ، دچار زيانكارى شده ، به او ايمان نمىآورند . اما اگر ارتباطى به سابق نداشته باشد ، شامل همهء كفار مىشود . ابو حمزهء ثمالى گويد : وقتى كه پيامبر گرامى اسلام وارد مدينه شد ، عمر به عبد اللَّه بن سلام گفت : خداوند در قرآن كريم فرموده است كه : اهل كتاب ، پيامبر را همچون فرزندان خود مىشناسند . آيا اين مطلب صحيح است ؟ عبد اللَّه بن سلام گفت : ما پيامبر را با همان اوصافى كه خداوند بيان كرده

--> ( 1 ) - از آنجا كه « آلهه » جمع است و حكم مؤنث را دارد ، صفت آن را « اخرى » مؤنث آورده است . مثل « وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى » و « فَما بالُ الْقُرُونِ الْأُولى » .