الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
311
تفسير مجمع البيان (فارسى)
بيان آيهء 146 - 147 لغت ظفر : ناخن . اظفر يعنى دراز ناخن . چنان كه اشعر يعنى دراز مو . حوايا : جمع حاويه . آنچه در شكم جمع مىشود . اعراب الحوايا : اين كلمه يا مرفوع و عطف بر « ظهور » است . يعنى « ما حملت الحوايا » ممكن است منصوب و عطف بر « الا ما حملت » باشد . مَا اخْتَلَطَ بِعَظْمٍ : اين ما عطف است بر « ما » اول ذلك : ممكن است در محل نصب و مفعول دوم « جزينا » باشد اما جايز نيست مبتدا باشد ، زيرا تقدير آن ذلك جزينا هموه » خواهد شد و اين در ضرورت شعر جايز است . مقصود اكنون دربارهء آنچه بر يهود حرام شده ، مىفرمايد : وَ عَلَى الَّذِينَ هادُوا حَرَّمْنا كُلَّ ذِي ظُفُرٍ : بر يهوديان هر حيوان ناخن دارى را حرام كرديم . در اينكه مقصود از حيوان ناخندار چيست ، اختلاف است . ابن عباس و سعيد بن جبير و قتاده و مجاهد و سدّى گويند : مقصود هر چيزى است كه انگشتانش بسته است . مثل شتر و شتر مرغ و دو نوع مرغ آبى كه يكى را مرغابى و ديگرى را « اوز » گويند . « 1 » ابن زيد گويد : مقصود شتر است . جبائى گويد : شامل
--> ( 1 ) - در مورد مرغان آبى از آنجا كه براى شنا احتياج به انگشتان باز دارند ، ظاهراً اشتباهى روى داده و اينها انگشتانشان باز است . ظاهراً مقصود از حيوانات ناخندار ، آنهايى است كه مثل گاو و گوسفند داراى سم نيستند . مثل مرغ .