الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

258

تفسير مجمع البيان (فارسى)

كردارشان تزيين يافته است ، در هر قريه‌اى بزرگتران را تبهكاران آن قريه قرار داده‌ايم . يعنى همانطورى كه مؤمنين صاحب نور ساخته‌ايم مجرمين را صاحب مكر و نيرنگ قرار داديم . خلاصه هر كسى را آنچه بايد داده‌ايم . گروهى را بر اثر حسن اختيارشان ، نور و گروهى را بر اثر بدى اختيارشان مكر و گمراهى بخشيده‌ايم . اين نور بخشى و مكر بخشى ما از راه لطف و كيفر است . مؤمنين از لطف ما برخوردارند و كافران بكيفر ما گرفتار شده‌اند . علت اينكه ، اكابر مجرمين را فقط ياد مىكند ، اين است كه وقتى اكابر در قبضهء قدرت حق باشند ، غير اكابر نيز هستند . لِيَمْكُرُوا فِيها : يعنى در هر قريه‌اى كه اكابر مجرمين را قرار داده‌ايم و عاقبت كار آنها مكر و نيرنگ است . شاعر گويد : فاقسم لو قتلوا مالكا * لكنت لهم حية راصدة و ام سماك فلا تجزعى * فللموت ما تلد الوالدة يعنى : سوگند كه اگر مالك را بكشند ، من همچون مارى در كمينم . اى ام سماك ، ناله مكن كه مادر فرزند را نزاده كه سرانجام بميرد بلكه بايد سرانجام كشته شود . وَ ما يَمْكُرُونَ إِلَّا بِأَنْفُسِهِمْ وَ ما يَشْعُرُونَ : آنها به خود مكر مىكنند و نميدانند كه كيفر آن بخودشان باز مىگردد . اين درست نيست كه انسان به خودش مكر كند ، زيرا هر كس بحيلهء خود آگاه است ولى اينها به خود مكر مىكنند ! فايدهء آيه اين است كه : اكابر مجرمين به مؤمنين نيرنگ نمىكنند ، تا بر خداوند غالب آيند ، زيرا همين مكارى هم از قدرت خداست كه دست آنها را باز گذاشته تا مكر كنند . پس بر خداوند غالب نمىشوند .