الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

236

تفسير مجمع البيان (فارسى)

فَذَرْهُمْ وَ ما يَفْتَرُونَ : آنها را واگذار تا هم چنان نسبت دروغ بدهند . سرانجام آنها را كيفر خواهيم داد . مقصود اين است كه پيامبرى براى جلوگيرى آنها متوسل به زور و تهديد نشود . چنان كه مىفرمايد : « اعْمَلُوا ما شِئْتُمْ » ( فصلت 40 : هر چه ميخواهيد بكنيد ) اين امر نه براى استحباب است ، نه براى وجوب . بلكه براى تهديد است . وَ لِتَصْغى إِلَيْهِ أَفْئِدَةُ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ : آنها سخنان فريبنده را به يكديگر القا مىكنند ، براى اينكه دلهاى مردمى كه به آخرت ايمان ندارند به آن مايل شوند . وَ لِيَرْضَوْهُ وَ لِيَقْتَرِفُوا ما هُمْ مُقْتَرِفُونَ : و براى اينكه آنها اين سخنان را بپسندند و گناهانى را كه در راه دشمنى پيامبر و مؤمنين كسب مىكنند ، متحمل شوند . اين معنى از ابن عباس و سدّى است . « 1 »

--> ( 1 ) - دربارهء « لِتَصْغى إِلَيْهِ . . . مُقْتَرِفُونَ » مؤلف بزرگوار يك بحث ادبى دارد كه ما براى رعايت حال عده‌اى از خوانندگان در پاورقى متعرض مىشويم . لام « لتصغى » متعلق است به « يوحى » نه « جعلنا » زيرا خداوند چنين چيزى را نمىپسندد . مگر اينكه اين لام ، لام عاقبت باشد . لكن معلوم نيست كه هر كس شياطين بخواهند ، به سخنشان گوش كند . همچنين در لام‌هاى « لِيَرْضَوْهُ وَ لِيَقْتَرِفُوا » هم صحيح نيست لام عاقبت باشد . مقصود از گوش دادن دلها ، گوش دادن صاحبان دلهاست . لكن از آنجا كه اعتقاد و شهوت كار دل است ، گوش دادن را بدل نسبت داده است . ابو على جبائى اين لام‌ها را لام امر گرفته است و مىگويد : منظور از امر تهديد است . لكن اگر لام امر بود بايد « لتصغى » را جزم بدهد و نداده است . بلخى گويد : لام « لتصغى » براى عاقبت و لام‌هاى بعد براى امر و تهديد است . لكن صحيح همان است كه ما گفتيم .