الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
216
تفسير مجمع البيان (فارسى)
اعراب كذلك : كاف در محل نصب و صفت مصدر است . يعنى « تصريفا مثل ذلك التصريف » . وَ لِيَقُولُوا : عطف بر محذوف . يعنى « ليجحدوا و ليقولوا » . مقصود در اين آيات ، بيان مىكند كه با روشن شدن حق بوسيلهء دلائل محكم ، ديگر جاى عذر براى كسى باقى نمانده است . مىفرمايد : قَدْ جاءَكُمْ بَصائِرُ مِنْ رَبِّكُمْ : هان اى مردم ، دلايلى آشكار و روشن از جانب پروردگار براى شما آورده شده است تا هدايت را از ضلالت تميز دهيد و حق را از باطل جدا كنيد . اينكه مىگويد : دلايل آشكار بسوى شما آمد ، به منظور عظمت بخشيدن به آن است . چنان كه گويند : عافيت آمد و بيمارى رفت و خوشبختى فرا رسيد . فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ عَمِيَ فَعَلَيْها : هر كس دربارهء اين دلايل بينديشد و تحصيل يقين كند ، منفعت آن نصيب خودش مىشود و هر كس دربارهء آنها نينديشد و خود را بجهل و كور دلى مبتلا سازد ، زيان آن دامنگير خودش مىشود . در اينجا دانش را ديدن و جهل را كورى خوانده است و اين استعمال مجازى است . از اين آيه بر مىآيد كه مردم در كارهاى خود مجبور نيستند بلكه مختارند . سپس دستور ميدهد كه به آنها بگويد : وَ ما أَنَا عَلَيْكُمْ بِحَفِيظٍ : من مراقب اعمال شما نيستم . زجاج گويد : شما را مثل كسى كه نگهبان و مراقب شماست بر ايمان مجبور نخواهم كرد . اين مطلب را هنگامى مامور بود ، بگويد كه فرمان جنگ صادر نشده بود . اما همين كه فرمان جنگ صادر شد ، با سيطره و قدرت ، مخالفان را سركوفت داد . وَ كَذلِكَ نُصَرِّفُ الْآياتِ : همانطورى كه آن آيات را بصورتهاى مختلف بيان داشتيم ، اين آيات را نيز بيان مىكنيم . زجاج گويد : تصريف آيات يعنى بيان مقصود در معانى پى در پى براى كامل شدن فايده .