الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
213
تفسير مجمع البيان (فارسى)
وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ : او حافظ و مدبر همهء اشياء است . لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ : چشمها خدا را نمىبينند . اين جمله را اينطور تفسير مىكنيم ، زيرا ادراك با چشم يعنى ديدن با آن . چنان كه ادراك بوسيلهء گوش يعنى شنيدن و ادراك با دهان يعنى چشيدن و ادراك با بينى يعنى بوييدن . وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ : در حالى كه ديدگان مردم خدا را نمىبينند . خداوند مردم را مىنگرد . منظور اين است كه خداوند مىبيند و ديده نميشود . اين بزرگترين اختلاف ميان خدا و موجودات عالم خلقت است . آيهء شريفه خداوند را مىستايد به اينكه هيچكس او را نمىبيند و اينكه او همه را مىبيند . برخى از موجودات هم مى - بينند و هم ديده ميشوند . برخى فقط ديده ميشوند اما نمىبينند . خداوند به هيچ يك از اينها شباهت ندارد ، زيرا در عين اينكه مىبيند ، ديده نميشود . نظير اين ستايش : در آيهء ديگرى آمده است كه « وَ هُوَ يُطْعِمُ وَ لا يُطْعَمُ » ( همين سوره 14 : او اطعام مىكند و اطعام نميشود . ) در روايت است كه فضل بن سهل ذو الرياستين از امام هشتم ع در مورد مسالهء رؤيت كه ميان مردم مورد اختلاف بود ، سؤال كرد ، حضرت فرمود : هر كس خدا را بر - خلاف آنچه خودش را توصيف كرده ، وصف كند ، بزرگترين دروغ را به خدا بسته است ؟ « لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ » : منظور از ابصار ، ديدگان سر نيست ، بلكه ديدگان قلب است يعنى او برتر از خيال و گمان و قياس و وهم است . در وهم كسى نمىگنجد و بچگونگى وجودش پى برده نميشود . وَ هُوَ اللَّطِيفُ : دربارهء معناى لطيف چند وجه گفتهاند : 1 - اين كلمه از « لاطف » و صيغهء مبالغه است . يعنى بوسيلهء ريزش نعمتها بمردم لطف مىكند . 2 - يعنى تدبيرش لطيف است . 3 - او صاحب لطف است ، زيرا نعمتهاى بسيار خود را كم مىشمارد و عبادات ناچيز مردم را زياد مىشمارد .