الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
209
تفسير مجمع البيان (فارسى)
سُبْحانَهُ وَ تَعالى عَمَّا يَصِفُونَ : خداوند ، منزه و برتر از آن اوصافى است كه آنان برايش مىشمارند و او را داراى شريك و پسر و دختر مىدانند . اينكه فرزند داشتن براى خدا نقص شمرده مىشود ، از اين لحاظ است كه : يا خدا از راه ولادت و توليد مثل پدر مىشود يا كسى را پسر خواندهء خويش مىكند . هر دو مايهء نقص خدا و موجب تشبيه او بمخلوقات است . بَدِيعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ : خداوند آفريننده و پديد آرندهء زمين و آسمانهاست بدون اينكه آنها را از چيزى آفريده يا از روى الگويى بخلق آنها دست زده باشد . اين معنى از امام باقر ( ع ) نيز نقل شده است . أَنَّى يَكُونُ لَهُ وَلَدٌ : چگونه ممكن است چنين خدايى داراى فرزند باشد ؟ آيا اين فرزند ، از كجا آمده است ؟ وَ لَمْ تَكُنْ لَهُ صاحِبَةٌ : در حالى كه او را همسرى نبوده است و معمولا فرزند از زنها تولد مىشود . وَ خَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ : او خالق هر چيزى است ، بنا بر اين نه همسر دارد ، نه فرزند ، زيرا مخلوق نميتواند همسر يا فرزند خالق باشد . پس چگونه ممكن است كه خداوند بوسيلهء فرزند نيرو بگيرد و نسل خود را زياد كند ؟ ! وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ : خداوند عالم بهمهء اشياء است ، موجود باشند يا معدوم ، هيچ چيز بر او پوشيده نيست . جبريان مىگويند : از جملهء « وَ خَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ » بر مىآيد كه خداوند خالق كارهاى نيك و بد مردم است . لكن معناى اين جمله اين است كه خداوند خالق مخلوقات و موجودات است . چنان كه اگر گفته شود : « اكلت كل شيء » يعنى همهء ماكولات را خوردم نه هر چه در جهان وجود دارد . بنا بر اين همهء آفريدهها با همهء شگفتيهايى كه در آنهاست ، به خداوند بزرگ