الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

11

تفسير مجمع البيان (فارسى)

بيان آيهء 3 اعراب هو : بهتر اين است كه اين ضمير براى شان و قصه باشد . يعنى : « الامر اللَّه يعلم . . . » پس « اللَّه » مبتدا و « يعلم » خبر « فِي السَّماواتِ وَ فِي الْأَرْضِ » در محل نصب به « يعلم » و « سركم » مفعول « يعلم » . مقصود وَ هُوَ اللَّهُ فِي السَّماواتِ وَ فِي الْأَرْضِ يَعْلَمُ سِرَّكُمْ وَ جَهْرَكُمْ : اين خطاب متوجه همه مخلوقات است . خواه فرشتگان كه در آسمانند يا جن و بشر كه در زمينند . خداوند به اسرار و حالات و كارهاى ايشان آگاه است و بر او مخفى نيست چنان كه ميفرمايد وَ يَعْلَمُ ما تَكْسِبُونَ : يعنى بر همهء كارهاى نيك و بد شما آگاه است و شما را بر حسب كردارتان پاداش مىدهد . ممكن است خطاب ، تنها متوجه انسانها باشد . يعنى : كسى كه در آسمانها و زمين ، معبود همهء مخلوقات است به نهان و آشكار شما انسانها آگاه است و هيچيك از امور مربوطه به شما بر او پوشيده نيست . « 1 »

--> ( 1 ) - كلمهء « اللَّه » ممكن است به معناى معبود و متعلق جار و مجرور باشد و ممكن است جار و مجرور متعلق به محذوف و حال يا خبر براى « اللَّه » باشد . مؤلف در هر دو وجه اشكال مىكند . لكن از ابو بكر سراج نقل كرده است كه « اللَّه » اگر چه اسم علم است ، لكن معناى ثنا و تعظيم دارد و معناى آن قريب به معناى فعل است ، بنا بر اين ممكن است كه متعلق جار و مجرور واقع شود . يعنى : خداوند كه در آسمانها و زمين مورد تعظيم است به نهان و آشكار شما آگاه است . با اين بيان ، شبههء مكان داشتن خداوند از بين مىرود و عبارت ، از عيب و اشكال پيراسته مىشود . نظير آن جملهء : « وَ هُوَ الَّذِي فِي السَّماءِ إِلهٌ وَ فِي الْأَرْضِ إِلهٌ » ( زخرف 84 : او كسى است كه در آسمان و زمين ، معبود و مورد تعظيم است . )