الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

70

تفسير مجمع البيان (فارسى)

بيان آيهء 51 - 52 - 53 قرائت ابن عامر و ابن كثير و نافع « يقول » را بدون واو و ديگران « و يقول » با واو قرائت كرده‌اند . همچنين همهء قراء ، كلمه را بضم لام خوانده‌اند ، بجز ابو عمر كه بفتح خوانده است . حذف واو بخاطر اين است كه در جملهء معطوفه ، ذكرى از جملهء معطوف عليه آمده است زيرا « ا هؤلاء الذين » اشاره است به « الذين فى قلوبهم مرض . . . » بنا بر اين جايز است كه « يقول الذين . . . » را با واو يا بدون واو آوريم . براى نمونه ، در سورهء كهف ( آيه 22 ) مىفرمايد : « سَيَقُولُونَ ثَلاثَةٌ رابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ وَ يَقُولُونَ خَمْسَةٌ سادِسُهُمْ كَلْبُهُمْ رَجْماً بِالْغَيْبِ وَ يَقُولُونَ سَبْعَةٌ وَ ثامِنُهُمْ كَلْبُهُمْ . . . » در اين آيه جمله‌هاى : « رابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ » و « سادِسُهُمْ كَلْبُهُمْ » بدون واو عطف آمده و جملهء « وَ ثامِنُهُمْ كَلْبُهُمْ » با واو عطف و اين بخاطر اين است كه هر يك از جمله‌هاى معطوف و معطوف عليه ، بر يكديگر مشتمل هستند . علت نصب « يقول » اين است كه « ان ياتى » را بدل از « اللَّه » گرفته ، آن گاه « و يقول » را عطف بر آن دانسته است . در آيهء : « وَ ما أَنْسانِيهُ إِلَّا الشَّيْطانُ أَنْ أَذْكُرَهُ » ( كهف 63 ) « أَنْ أَذْكُرَهُ » بدل است از ضمير يعنى « عسى ان ياتى اللَّه بالفتح و يقول » و رفع آن به خاطر اين است كه جمله‌اى بر جمله‌اى عطف شده است . لغت اتخاذ : اعتماد بر چيزى براى كمك گرفتن از آن . لا تتخذوا : اعتماد مكنيد . اصل اين كلمه ، اخذ است . اولياء : جمع ولى ، ياران