الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

36

تفسير مجمع البيان (فارسى)

در اين وقت ما جمع شديم و گفتيم : بايد حكمى درست كنيم كه پايين‌تر از سنگسار و در حق شريف و غير شريف ، قابل اجرا باشد . از اينرو قرار بر اين شد كه زنا كاران را چهل ضربهء شلاق بزنيم و رويشان را سياه كنيم ، آن گاه آنها را وارونه سوار بر الاغى كنيم و در شهر بگردانيم . يهوديان به ابو صوريا گفتند : - تو شايسته نيستى كه اين مطالب را براى او بگويى ، لكن چون غايب بودى نخواستيم از تو غيبت كرده باشيم . ابن صوريا گفت : - او مرا به تورات سوگند داد و اگر سوگند نداده بود ، اين مطالب را با او در ميان نمىگذاشتم . پيامبر دستور داد : - آن زن و مرد يهودى اشرافى را در جلو در مسجد ، سنگسار كردند و گفت : - خدايا ، من نخستين كسى هستم كه حكم ترا - پس از آنكه يهود از بين برده بودند - زنده كردم . از اينرو اين آيه نازل شد : - يا أَهْلَ الْكِتابِ قَدْ جاءَكُمْ رَسُولُنا يُبَيِّنُ لَكُمْ كَثِيراً مِمَّا كُنْتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْكِتابِ وَ يَعْفُوا عَنْ كَثِيرٍ ( آيه 15 همين سوره ) ابن صوريا برخاست و دست بر زانوان پيامبر نهاد و گفت : - اينجا جايى است كه به خدا و تو پناه آورده‌ام ، ساير چيزها و مطالبى كه از بيان آنها خوددارى كرده‌اى ، براى ما بيان كن . پيامبر از اين كار خوددارى كرد . سپس ابن صوريا دربارهء خواب پيامبر سؤال كرد . فرمود : - چشمان من بخواب مىروند ولى دلم بيدار مىماند .