الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
240
تفسير مجمع البيان (فارسى)
سعيد بن جبير از ابن عباس روايت كرده است كه بر سفره ، همه چيز بود جز نان و گوشت : عطا گويد : همه چيز داشت جز ماهى و گوشت . عطيهء عوفى گويد : از آسمان يك ماهى نازل شد كه طعم همه چيز داشت . عمار و قتاده گويند : يكى از ميوههاى بهشت ، بر سفره بود . قتاده گويد : اين خوان آسمانى صبح و شام نازل مىشد و مثل ترنجبين و بلدرچينى - بود كه براى بنى اسرائيل نازل مىشد . يمان بن رئاب گويد : هر وقت ميخواستند از آن ميخوردند . عطاء بن ابى رباح از سلمان فارسى روايت كند كه گفت : - به خدا سوگند ، عيسى هرگز كار بدى نكرده بود ، يتيمى را نرانده بود ، خندهء صدادار نكرده بود ، مگسى را از صورت خود نرانده ، و كار بيهودهاى هرگز نكرده بود ، هنگامى كه بنى اسرائيل از او « خوان آسمانى » خواستند ، لباس پشمينهاى پوشيد و گريهكنان گفت : - خداوندا ، بر ما مائده بفرست . . . در اين وقت سفرهء سرخ رنگى در ميان دو ابر نازل شد . آنها تماشا مىكردند تا سفره بر روى زمين قرار گرفت . در اين وقت عيسى گريه كرد و گفت : - خدايا مرا از سپاسگزاران قرار ده . خدايا اين سفره را رحمت قرار ده و آن را وسيلهء عذاب و كيفر نگردان ؟ يهود هم چنان به اين سفره خيره شده بودند . بويى از آن بمشامشان مىرسيد كه هرگز استشمام نكرده بودند . عيسى برخاست و وضو گرفت و نمازى طولانى خواند و سفره را گشود و گفت : - بسم اللَّه خير الرازقين . در سفره يك ماهى پخته بود كه از آن روغن مىريخت . در طرف سر آن نمك و در طرف دم آن سركه و اطراف آن انواع سبزيها بود ، به جز كرّات - يا تره - . پنج