الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
215
تفسير مجمع البيان (فارسى)
ذكر كرده است . او بر كلمهء « مُصِيبَةُ الْمَوْتِ » وقف و از « تحبسونها » آغاز ميكرد . ممكن است منظور اين باشد كه اگر ورثه نسبت به شهود : دچار سوء ظن شدند و بر آنها ادعايى كردند ، وظيفهء شهود - كه در اينحال منكر شمرده ميشوند . سوگند ياد كردن است . لا نَشْتَرِي بِهِ ثَمَناً : آنها سوگند ياد ميكنند كه ما منظورى نداريم و نمىخواهيم با تغيير شهادت ، نفع شخصى خودمان را تامين كنيم . مقصود از « ثمن » چيز قيمتدار است ، زيرا « ثمن » ( يعنى قيمت ) را نميخرند ، بلكه چيز قيمت دار را مىخرند . اين معنى بنا بر اين است كه ضمير « به » به تغيير شهادت باز گردد . برخى گفتهاند : ضمير به « قسم » باز مىگردد . برخى گفتهاند : منظور اين است كه ما قسم خود را بمتاع دنيا نمىفروشيم ، زيرا فروش چيزى ، خريد قيمت آن است و به كسى هم - جز خدا - اعتنا نداريم . وَ لَوْ كانَ ذا قُرْبى : اگر چه كسى كه براى او شهادت مىدهيم ، از بستگان ما باشد . بديهى است كه مردم هميشه نسبت به خويشاوندان خود تمايل دارند و حاضرند همه چيزشان را فداى آنها كنند . لكن مردم مؤمن چنين نيستند . وَ لا نَكْتُمُ شَهادَةَ اللَّهِ : ما شهادتى را - كه به فرمان خداوند اداى آن لازم است كتمان نميكنيم . إِنَّا إِذاً لَمِنَ الْآثِمِينَ : زيرا اگر چنين كارى بكنيم ، گنهكار خواهيم شد