الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
179
تفسير مجمع البيان (فارسى)
باطن شما اطلاع پيدا كند . يا اينكه : مىخواهد آنچه كه پيش او معلوم است - يعنى ترس باطنى شما كه موجب اطاعت فرمان او مىشود - آشكار گردد . برخى گفتهاند : يعنى براى اينكه بوجود خوف ، در نهان ايشان علم پيدا كنند ، چه با صادر شدن نهى ، اين خوف ، حاصل مىشود و متعلق علم خدا قرار مىگيرد . البته خدا مىداند كه اين خوف با صدور نهى ، حاصل مىشود . بنا بر اين « خوف » حادث مىشود ، نه علم خدا . مقصود از « بالغيب » در حال خلوت و تنهايى است و بقولى ترس از عقاب ، در آن حالى كه هيچكس او را نمىبيند . ابو القاسم بلخى گويد : اگر چه خداوند بكردار مردم آگاه بوده و هست ، لكن صحيح نيست كه به اتكاى علم خود ، آنها را كيفر دهد ، بلكه بايد اين كردار ، از آنها ظاهر گردد . بنا بر اين تكليف و آزمايش لازم است . فَمَنِ اعْتَدى بَعْدَ ذلِكَ فَلَهُ عَذابٌ أَلِيمٌ : هر كس بعد از اين ، از حد خدا تجاوز و در حرم و موقع احرام ، شكار كنند ، گرفتار عذابى دردناك خواهد شد . سپس كيفر اين تجاوز را در آيهء بعد بيان مىكند . يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَقْتُلُوا الصَّيْدَ : دربارهء اينكه مقصود از « صيد » چيست ؟ اختلاف است : عراقيان گويند : مقصود هر حيوان وحشى است . اعم از اينكه ماكول باشد يا نباشد و استدلال آنها به شعرى است كه از على ع نقل شده : صيد الملوك ارانب و ثعالب * فاذا ركبت فصيدى الأبطال يعنى : شكار پادشاهان ، خرگوشان و روبهان است و شكار من هر گاه سوار شوم پهلوانان است . مذهب اصحاب ما نيز همين است . شافعى گويد : مقصود حيوانى است كه گوشت آن مأكول و حلال باشد . وَ أَنْتُمْ حُرُمٌ : در حالى كه احرام حج يا احرام عمره بستهايد . برخى گويند : يعنى در حرم باشيد . جبايى گويد : آيه بر هر دو قول دلالت دارد و همين وجه ، صحيح است . على بن عيسى گويد : فقط دلالت بر احرام حج و عمره دارد . وَ مَنْ قَتَلَهُ مِنْكُمْ مُتَعَمِّداً : حسن و مجاهد و ابن زيد و ابن جريج و ابراهيم گويند :