الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

149

تفسير مجمع البيان (فارسى)

عمرو گفت : - او مخالف ماست . او را بما تحويل ده ، نجاشى دست را بلند كرد و بر صورت عمرو زد و گفت : - خاموش باش . اگر بعد از اين نام او را به بدى ياد كنى ، ترا بكيفر مىرسانم . سپس گفت : - هديه‌اش را به او پس دهيد . آن گاه رو به جعفر و همراهانش كرده ، گفت . - شما در كشور حبشه در امان هستيد . پادشاه دستور داد كه وسائل رفاه آنها را فراهم سازند . عمرو با حالت ياس ، به مكه بازگشت و مسلمانان در جوار پادشاه حبشه ، اقامت كردند ، تا وقتى كه پيامبر به مدينهء مهاجرت كرد و كارش بالا گرفت و با قريش جنگيد و خيبر را فتح كرد . جعفر با همهء همراهانش در روز فتح خيبر ، وارد مدينه شد . پيامبر فرمود : - نميدانم ، آيا به فتح خيبر خوشحال‌تر باشم يا بقدوم جعفر ؟ ! جعفر با 70 نفر كه 62 نفر از حبشه و هشت نفر آنها از شام بودند و « بحيراى » راهب در ميان آنها بود ، بحضور پيامبر گرامى رسيدند . پيامبر سورهء « يس » را براى آنها تلاوت كرد . آنها با شنيدن قرآن گريه كردند و ايمان آوردند و گفتند : - چقدر اين آيات ، شبيه است به آنچه بر عيسى نازل شده است ! به همين مناسبت خداوند ، اين آيات را دربارهء ايشان نازل كرد . مقاتل و كلبى گويند : آنها 40 نفر بودند . 32 نفر از حبشه و هشت نفر از شام . عطا گويد : 80 نفر بودند 40 نفر از اهل نجران و 32 نفر از حبشه و 8 نفر از روميان شام . مقصود اكنون خداوند ، دشمن يهود را نسبت به مسلمانان ، شرح داده ، مىفرمايد : لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا : يهوديان و مشركان را به عنوان بدترين دشمنان مسلمين معرفى مىكند ، زيرا يهود ، براى شكست