الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

127

تفسير مجمع البيان (فارسى)

است كه اين پيمان را خداوند از يهوديان معاصر پيامبر گرامى اسلام نگرفته بود ، بلكه از پدران آنها گرفته بود ، لكن از آنجا كه آنها اين پيمان را در كتابهاى خود خوانده بودند و به صحت آن اعتراف داشتند ، خداوند آنها را به ياد آن پيمان مىاندازد و با آنها به احتجاج مىپردازد و مورد سرزنش قرار مىدهد . وَ أَرْسَلْنا إِلَيْهِمْ رُسُلًا كُلَّما جاءَهُمْ رَسُولٌ بِما لا تَهْوى أَنْفُسُهُمْ فَرِيقاً كَذَّبُوا وَ فَرِيقاً يَقْتُلُونَ : و بسوى آنان پيامبرانى فرستاديم . هر گاه پيامبرى مىآمد كه با هواى نفس آنان موافقت نداشت ، بعضى را تكذيب ميكردند و بعضى را مىكشتند . پرسش چرا فعل مضارع بر فعل ماضى عطف شده است ؟ پاسخ مقصود اين است كه بگويد عادت مستمر آنها پيامبر كشى بود و گرنه فعل دوم هم در حقيقت ، ماضى است . چنان كه از فعل اول نيز همين استمرار اراده شده است . وانگهى از آنجا كه فعل دوم در خاتمهء آيه ، قرار دارد ، بايد به صورت مضارع باشد تا با خاتمهء آيات ديگر موافقت كند . ممكن است معنى اين باشد كه : « فريقا كذبوا لم يقتلوه و فريقا كذبوا يقتلون » بنا بر اينكه « يقتلون » صفت براى « فريقا » باشد . يعنى : گروهى تكذيب مىكنند و گروهى مىكشند . در اين صورت ، مضارع عطف بر ماضى نيست . در بارهء تفسير « فريق » در سورهء بقره ( آيه 87 ) بحث كرده‌ايم . وَ حَسِبُوا أَلَّا تَكُونَ فِتْنَةٌ : و گمان كردند كه در مقابل قتل و تكذيب پيامبران ، كيفر نمىبينند . يعنى گمان مىكردند كه گرفتار عذاب خدا نخواهند شد . اين معنى از عطا و ابن عباس است . قتاده و حسن و سدى گويند : يعنى آنان گمان مىكردند كه بلايى دامنگيرشان نمىشود . مقاتل گويد : فتنه ، در اينجا به معناى شدت و قحطى است . اين معانى بهم نزديكند . زجاج گويد : يعنى گمان مىكردند كه كردار آنها بحالشان ضررى ندارد ، زيرا خود را فرزندان و دوستان خدا مىدانستند . ابن انبارى گويد : يعنى اصرار بر كفر را براى خود اسباب هلاكت و بدبختى نمىدانستند .