الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

9

تفسير مجمع البيان (فارسى)

بيان آيهء 100 لغت مهاجرت : جدايى ، اصل آن هجر ضد وصل است . مراغم : سر گردان در روى زمين و سر گردان در مذهب ، اصل آن از « رغام » به معناى خاك است . « رغم انف » يعنى ماليدن بينى به خاك . برخى گفته‌اند : مراغم يعنى دشمنى كه مىكوشد طرف مخالف خود را خوار گرداند و رغام به معناى خوارى و سختى است . چنان كه در حديث است : « اذا صلى احدكم فليلزم جبينه و انفه الارض حتى يخرج منه الرغم » هر گاه نماز مىخوانيد پيشانى و بينى را به خاك بماليد تا در برابر خدا اظهار خوارى و خضوع كرده باشيد . و مراغم به معناى موضع و مصدر آن مراغمه است . شاعر گويد : الى بلد غير دانى المحل * بعيد المراغم و المضطرب يعنى به جايى كه محل و موضوع و گردشگاه آن دور است . شان نزول ابو حمزة ثمالى و قتاده و سعيد بن جبير گويند : پس از نزول آيات هجرت ، مردى مسلمان بنام جندع يا جندب بن ضمره كه در مكه بود ، آيات را شنيد . گفت : به خدا من ضعيف نيستم ، من قوتى براى مهاجرت دارم و راه را مىشناسم و معذور نيستم و در حالى كه به سختى بيمار بود به فرزندانش گفت : من بايد از مكه خارج شود ، زيرا مىترسم در اينجا بميرم او را بر تختى نهادند و از مكه خارج كردند . هنگامى كه به تنعيم رسيد ، جان سپرد ، از اينرو آيهء شريفه نازل گرديد . عكرمه گويد : گروهى از مكه به قصد مهاجرت خارج شدند ، مشركين به آنها پيوستند و آنان را در امر دين وسوسه كردند و بفتنه افكندند و ايشان تسليم شدند .