الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

77

تفسير مجمع البيان (فارسى)

شان نزول 1 - گفته‌اند : ابو قيس اسلت بمرد و پسرش محصن لباس خود را بر همسرش كبشيهء دختر معن افكند و نكاح او را تيول خود ساخت و او را ترك كرد و از دادن نفقهء او خوددارى نمود . زن خدمت پيامبر گرامى آمد و عرض كرد : نه از شوهرم ارثى بردم و نه آزادم گذارده‌اند كه همسرى اختيار كنم ، از اين رو آيهء شريفه نازل گرديد . اين مطلب از مقاتل است و از امام باقر ( ع ) نيز روايت شده . 2 - برخى گفته‌اند : رسم مردم جاهليت اين بود كه هر گاه مردى مىمرد . پسر ( از زن ديگرش ) يا وليش لباسى بر زنش مىافكندند و مثل اموال ميت ، زن را ارث قرار مىداد . سپس يا خودش با او ازدواج مىكرد ، بدون اينكه مهرى به او بدهد يا او را به ديگرى مىداد و مهرش را مىگرفت . اين آيه براى نهى از اين كار نازل شد . حسن و مجاهد چنين گفته‌اند و ابو الجارود روايتى به همين مضمون از امام باقر « ع » نقل كرده است . 3 - ابن عباس گويد : آيه در بارهء مردى نازل شده است كه داراى زنى بود و او را دوست نمىداشت و بر او سخت مىگرفت كه مهر خود را ببخشد و خدا او را از اين كار نهى كرد . 4 - زهرى گويد : در بارهء مردى نازل شد كه زن را پيش خود زندانى كرده بود و بدون اينكه حاجتى به او داشته باشد ، منتظر مرگش بود تا مالش را به ارث ببرد . اين مطلب نيز از امام باقر ( ع ) روايت شده است . مقصود خداوند از عادات مردم جاهليت ، در بارهء يتيمان و اموال ، در گذشته نهى كرد . اكنون در صدد نهى از سنتهايى است كه عرب در بارهء زنان داشت . يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا : اى مردم مؤمن لا يَحِلُّ لَكُمْ : در دين شما روا نيست أَنْ تَرِثُوا النِّساءَ كَرْهاً : كه زنان را به ارث بريد و با عدم رضايتشان با آنها نكاح كنيد . گفته شده است : يعنى حق نداريد آنها را زندانى كنيد بخاطر طمعى كه در ميراث آنان داريد . و نيز گفته شده است : يعنى حق نداريد با آنها بد رفتارى كنيد كه مالشان