الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
52
تفسير مجمع البيان (فارسى)
بيان آيهء 12 قرائت بنا به روايت شواذ ، حسن « يورث » را به كسر راء خوانده است و عيسى بن عمر ثقفى « نورث » به تشديد راء قرائت كرده است و حسن نيز قرائت كرده است : « غير مضار وصية » به اضافهء « مضار » به « وصيت » « يورث » ( بفتح راء و كسر راء ) و « يورث » ( بفتح را و تشديد آن ) از ماده « ورث » هستند اولى از باب افعال و دومى از باب تفعيل است و هر دو از افعالى هستند كه احتياج به دو مفعول دارند و هر گاه بصيغهء معلوم قرائت شوند يكى از مفعولهاى آنها محذوف است يعنى « يورث وارثه ماله » ( به ارث مىدهد مال خود را بوارث خود ) نه تنها حذف يك مفعول جايز است بلكه گاهى هر دو مفعول هم حذف مىشود مثل : باى كتاب ام بأية سنة * ترى حبهم عاراً على و تحسب يعنى : بكدام كتاب يا بكدام سنت ، محبت ايشان را بر من ننگ ديده و ننگ مىپندارى . فعل « تحسب » هر دو مفعولش حذف شده است . اگر « غير مضار وصية » ( باضافه ) بخوانيم معنى آن اين است كه : از جهت وصيت ، يا هنگام وصيت ، ضرر زننده نباشيد ، چنان كه طرفه گويد : « بضة المجرد » يعنى نرمى پوست در موقع تجرد و چنان كه گفته مىشود : « شجاع حرب و كريم مسألة » يعنى دلير در موقع جنگ و بزرگوار و صاحب كرم در موقع سؤال . لغت كلاله : اصل اين كلمه احاطه و فرا گرفتن است چنان كه « اكليل » سر را احاطه مىكند و « كل » عدد را فرا مىگيرد و كلاله ، اصل نسب را كه از نسب پدرى و فرزندى است فرا مىگيرد و ( منظور از آن خواهران و برادران ميت هستند ) ابو مسلم ، اين