الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
297
تفسير مجمع البيان (فارسى)
شده باشند . حسن و شعبى نيز چنين گفتهاند . ابن مسعود و ابن عباس و زهرى و ثورى و شافعى گويند : بايد پنج نوع شتر بدهد : 20 عدد ماده شتر كه داخل در سال چهارم شدهاند و 20 عدد ماده شتر كه داخل در سال پنجم شدهاند و 20 عدد ماده شتر كه داخل در سال دوم شده باشند و 20 عدد شتر نر كه داخل در سال سوم شده باشند و 20 عدد ماده شتر كه داخل در سال دوم شده باشند . ابو حنيفه نيز همين طور گويد ، جز اينكه بجاى 20 شتر نر پا در سه سال ، 20 شتر نر پا در دو سال گذاشته است . عقيده نخعى نيز همين است و از ابن مسعود نيز روايت شده است . طبرى گويد : اين روايات با هم در يك رديف و متعارض هستند و بهتر تخيير است . اما ديهء طلا يكهزار دينار است و ديهء نقره ، ده هزار درهم است و همين صحيحتر است و بقولى دوازده هزار درهم است . اين ديه را بايد ظرف مدت سه سال پرداخت . اگر ما باشيم و ظاهر آيه گوييم : ديهء قتل خطا بر قاتل است . لكن از سنت رسول و اجماع ، استفاده مىكنيم كه بر عاقله است و عاقله ، برادران ، برادرزادگان ، عموها و عموزادگان و عموهاى پدر و فرزندان ايشان و آزاد كنندگان مىباشند . عقيدهء شافعى نيز همين است . ابو حنيفه گويد : پسر و پدر نيز جزء عاقله محسوب مىشوند . ابن مسعود از پيامبر روايت كرده است كه پدر و پسر بجرم و خطاى يكديگر ، مؤاخذه نمىشوند . اينكه ديه بر عاقله است ، حكمى است بر طبق مصلحت شرع و كيفرى نيست كه دامنگير عاقله شود تا گفته شود كه عاقله چه گناهى دارند كه ديه بپردازند ؟ ! برخى گفتهاند : اينكه بايد عاقله ديه را بدهند ، از راه مواسات و تعاون است . نظم آيه خداوند كفار را ذكر كرد و فرمان بقتل آنها داد ، سپس كسانى را ذكر كرد كه با مسلمانان عهد و پيمانى دارند و از كشتن آنها منع كرد ، سپس منافقان را ياد و حكم قتلشان را بيان كرد ، سپس در بارهء قتل مؤمن سخن گفت و بدنبال آن احكام قتل مؤمن از قبيل لزوم ديه و غير آن را بيان فرمود .