الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
255
تفسير مجمع البيان (فارسى)
مقصود سپس خداوند مردم را بطاعت پيامبر ترغيب كرده ، مىفرمايد : مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ : هر كس طاعت پيامبر كند ، طاعت خدا كرده است ، زيرا اگر چه بواسطهء اينكه با ارادهء پيامبر موافقت كرده ، طاعت پيامبر كرده است ، لكن در حقيقت اطاعت خدا كرده ، زيرا مطابق امر و ارادهء اوست . البته يك امر از دو امر نيست چنان كه يك فعل از دو فاعل نيست . وَ مَنْ تَوَلَّى : هر كس اعراض كند و اطاعت نكند . فَما أَرْسَلْناكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظاً : ابن زيد گويد : يعنى ترا نفرستادهايم كه آنها را از اعراض حفظ كنى و با سلام مجبور سازى وى گويد : بنا بر اين ، بايد اين مطلب مربوط به آغاز بعثت پيامبر باشد ، چنان كه در جاى ديگر مىفرمايد : « إِنْ عَلَيْكَ إِلَّا الْبَلاغُ » ( سوره شورى 48 يعنى تنها بر تو رسانيدن است ) سپس بعداً امر بجهاد مىكند . برخى گفتهاند : يعنى ترا نفرستادهايم كه آنها را از ارتكاب معصيت حفظ كنى . اين آيه ، خاطر پيامبر را نسبت به روىگردان بودن مردم ، تسلى مىدهد و در عين حال شان پيامبر را بزرگ شمرده ، مىگويد : طاعت او طاعت خداست . پس از آن اين مطلب را بيان مىكند كه منافقان ، به ظاهر مطيع و به باطن عاصى هستند ، ميفرمايد : وَ يَقُولُونَ طاعَةٌ : حسن و سدى و ضحاك گويند : يعنى منافقين مىگويند : روش ما طاعت است . برخى گفتهاند : منظور مسلمانان است كه از آنها حكايت كرد كه از مردم مثل خدا يا شديدتر ، مىترسند و اكنون از آنها حكايت مىكند كه مىگويند : امر ترا اطاعت مىكنيم . فَإِذا بَرَزُوا مِنْ عِنْدِكَ بَيَّتَ طائِفَةٌ مِنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ : حسن و قتاده گويند : يعنى هر گاه پيش از تو مىروند ، شما را تكذيب مىكنند و شبها چيزهايى غير از آنچه شما مىگوييد ، در پيش مىگيرند و مىانديشند .