الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

210

تفسير مجمع البيان (فارسى)

از حكم پيامبر ، عقوبت خدا دامنگيرشان شود . ثُمَّ جاءُوكَ يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ إِنْ أَرَدْنا إِلَّا إِحْساناً : آن گاه نزد تو آمده ، سوگند مىخورند كه منظور ما از بردن اختلاف نزد ديگرى ، اين بود كه زحمت ترا كم كنيم زيرا دوست نمىداريم كه در مجلس تو صدا را بلند كنيم و پيش كسى مىرويم كه ما را راضى كند ، بدون اينكه حكمى صادر كند و كينه‌ها را برانگيزد . بنا بر اين منظور از « إِلَّا إِحْساناً » احسان به طرفين دعواست . وَ تَوْفِيقاً : طرفين دعوا را دعوت به سازش مىكنيم بدون اينكه بخواهيم حكمى در بارهء آنان و اختلافشان صادر كرده باشيم ، پس معناى توفيق ، ايجاد الفت و موافقت است . برخى گفته‌اند : منظور ما اين است كه آنچه موافق حق است بدست آوريم . برخى گفته‌اند منظور عبد اللَّه بن ابى و مصيبت همان خوارى است كه دامنگير وى شد . چه او در موقع بازگشت از جنگ بنى المصطلق كه همان غزوهء مريسيع است مطالبى گفته بود كه با نازل شدن سوره منافقين ناچار شد زبان به عذرخواهى و ندامت بگشايد . اين موضوع در سورهء منافقين خواهد آمد . يا اينكه منظور مصيبت مرگ است زيرا او براى استغفار با حالت تضرع و زارى نزد پيامبر آمد و از او جامه خواست كه تا بدان وسيله خود را از آتش جهنم حفظ كند . بنا بر اين معناى آيه اين است كه ما از گفتگوى دو گروه مخالف ، در جنگ بنى المصطلق ، نظرمان نيكى و ايجاد سازش بود . اين قول از حسين بن على مغربى است . دلالت آيه اين آيه دلالت مىكند بر اينكه : گاهى بداند گناهانى كه شخص مرتكب مىشود ، دچار مصيبتى مىشود ، سپس در اين باره اختلاف شده است : ابو على جبايى گويد : اين مصيبت ، كيفرى است كه به گنهكاران غير تائب داده مىشود . ابو هاشم گويد : خود اين هم لطفى است . قاضى عبد الجبار گويد : گاهى لطف است و گاهى جزاست . اين مطلب احتياج بدليل دارد .