الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

189

تفسير مجمع البيان (فارسى)

بيان آيهء 53 و 54 و 55 لغت نقيرا : از نقر بمعنى اثرى كه مثل جاى منقار است . ناقور بمعنى صور است كه در آن دميده مىشود و نقير چوبى است كه در آن سوراخ ايجاد شده باشد . انتقار بمعنى اختصاص است چنان كه طرفه گويد : نحن في المشتاة ندعو الجفلى * لا ترى الادب فيها ينتقر يعنى : ما در فصل زمستان از مردم دعوت عام مىكنيم و هيچ كس بر سر خوان ما دعوت اختصاصى ندارد . حسد : آرزوى زوال نعمت از ديگران است تا دچار سختى گردند لكن غبطه ، اين است كه انسان آرزو كند كه نعمتى كه ديگران دارند نصيب خودش هم بشود . از اينرو حسد ناپسنديده و غبطه پسنديده است . برخى گفته‌اند : حسد زياده روى در بخل است ، چه بخل مشقت بذل نعمت و حسد ، مشقت متنعم بودن ديگران از نعمت است . بنا بر اين در بخل و حسد ، مشقتى بر متنعم بودن وجود دارد . سعير : از سعر به معناى افروختن آتش است و استعارة به معناى آتش و جنگ و شر به كار رفته است و سعر متاع به معناى قيمت متاع است و علت اين معنى اين است كه بازار در موقع معامله بحرارت متاع ، برافروخته و گرم مىشود . ساعور بمعنى تنور ( پس سعير است يعنى افروخته . اعراب ام : منقطعه است و معادل با همزهء استفهام نيست كه در اين صورت متصله نام دارد و معناى آن اين است : بل الهم نصيب من الملك . . برخى گفته‌اند : همزهء استفهام از كلام حذف شده است زيرا « ام » در ابتداى كلام قرار نمىگيرد يعنى « اهم اولى