الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

184

تفسير مجمع البيان (فارسى)

چيزى است كه در شكم هسته است و نقير چيزى است كه بر پشت هسته است و قطمير پوست هسته است . ابن عباس و ابو مالك و سدى گويند فتيل آن چركى است كه ميان انگشتان فتيله كنند . اين آيه دلالت مىكند بر تنزيه خداوند از ظلم و ذكر فتيل به اين منظور است كه معلوم شود او نه كم و نه زياد ، ظلم نمىكند . انْظُرْ كَيْفَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ : ببين چگونه بوسيلهء تحريف تورات و انجيل ، به خداوند نسبت دروغ مىدهند . ابن جريج مىگويد : منظور اين است كه ببين چگونه در تزكيهء خود و گفتن اينكه « ما پسران و دوستان خداييم » و اينكه : « تنها يهوديان و مسيحيان به بهشت مىروند » به خداوند نسبت دروغ مىدهند . وَ كَفى بِهِ إِثْماً مُبِيناً : اين كار براى گناه آشكار بودن ، كافى است . تعبير « كَفى بِهِ » براى نشان دادن بزرگى موضوع است خواه پسنديده باشد خواه ناپسند . گفته مىشود : « كفى به حال المؤمن نيلا و كفى به حال الكافر خزيا » يعنى به حال مؤمن رسيدن به سعادت و به حال كافر خوارى و بدبختى كافى است . گويى مىگويد : آنان در بدبختى و خوارى به حالى بزرگتر و كارى شنيع‌تر از نسبت به خدا دادن ، احتياج ندارند و همين ، براى همه چيزشان كافى است - ممكن است منظور اين باشد كه : اين كار براى گنهكارى كافى است و چيزى از گناه كم ندارد .