الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
150
تفسير مجمع البيان (فارسى)
بيان آيهء 40 قرائت ابن كثير و نافع « حسنة » برفع و ديگران به نصب خواندهاند . نصب آن بنا بر اين است كه خبر باشد يعنى « ان تك زنة الذرة حسنه » و رفع آن به اين معنى است : « ان يقع حسنة » و بنا بر اين « كان » تامة است . ابن كثير و ابن عامر « يضعفها » به تشديد و ديگران « يضاعفها » به الف خواندهاند البته از نظر معنى فرقى ندارند سيبويه مىگويد : گاهى باب مفاعله به معناى فعلى كه ميان دو نفر است ، به كار نمىرود . لغت ظلم : المى كه در آن نفعى نيست و براى دفع ضرر هم اعمال نمىشود و اصل آن به كار بردن چيز در غير محل خود مىباشد . برخى گفتهاند اصل آن « انتقاص » يعنى كم كردن است . بنا بر اين ظلم ، كم كردن حق و ظلمت كمى نور است . ثقل : متاع سنگين براى سفر و مثقال : مقدار شيئى است از لحاظ سنگينى . اعراب تك : در اصل تكون بوده كه نون آن ساكن و واو آن بالتقاء ساكنين ساقط شده است . لكن سقوط نون بخاطر كثرت استعمال است در قرآن كريم اين كلمه هم با نون و هم بدون نون به كار رفته است : « إِنْ يَكُنْ غَنِيًّا أَوْ فَقِيراً » ( سوره نساء 135 ) لدن : در محل جر است و صورتهاى ديگر آن : لد ، لدى و لداً مىباشد و « من لدنه » يعنى از جانب خود . فرق لدن و « عند » اين است كه « عند » اعم از دور و نزديك است و « لدن » فقط براى نزديك است . مثل « عندى مال » يعنى نزد من مال است . خواه دور باشد خواه نزديك . در موقع اضافه به باء نون آن مشدد مىشود مثل « لدنى » .