الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
145
تفسير مجمع البيان (فارسى)
بيان آيهء 37 قرائت كوفيان بجز عاصم « بالبخل » بفتح باء و خاء ( در اينجا و در سورهء حديد ) قرائت كردهاند و ديگران « بالبخل » بضم باء و سكون سين . سيبويه گويد : بخل و بخل دو لغتند بيك معنى . لغت بخل : دشوار بودن بخشش . برخى گفتهاند : منع از چيزى كه اداى آن واجب است ، زيرا اين كلمه اسم ذم است و بر كسى اطلاق مىشود كه عملش گناه كبيره است . برخى گفتهاند : منع از چيزى است كه منع آن بىفايده و بخشش آن بىضرر است . « شح » نيز به معناى بخل است . اين دو كلمه در مقابل « جود » قرار دارند . بديهى است كه معناى اول ، مناسبتر است زيرا خداوند محبت خود را از كسى كه برايش بخشش ، دشوار است . نفى كرده . على بن عيسى گويد : بخل ، منع از احسان است بخاطر اينكه طبيعت شخص از اين كار رنج مىبرد - وجود ، بذل احسان است بخاطر اينكه چنين رنجى در طبيعت شخص وجود ندارد . اعراب الذين : ممكن است در محل نصب باشد باعتبار اينكه : بدل از « مَنْ كانَ مُخْتالًا . . . » باشد يا باعتبار اينكه فعلى دال بر مذمت ايشان مقدر باشد و ممكن است در محل رفع باشد ، باعتبار اينكه مبتدا باشد و آيهء بعد عطف بر آن و خبر آن آيهء بعد : « إِنَّ اللَّهَ لا يَظْلِمُ . . . » باشد يا اينكه بدل باشد از ضميرى كه در « فخور » مستتر است .