الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
108
تفسير مجمع البيان (فارسى)
بر همين عقيدهاند . برخى گفتهاند : منظور اين است كه شخص بترسد از اينكه به كنيز دلبستگى پيدا كند و گرفتار زنا شود . برخى نيز گفتهاند : عنت بمعنى ضرر شديد دينى يا دنيوى است كه بواسطهء غلبهء شهوت ، براى انسان پيش مىآيد . معناى اول صحيحتر است . وَ أَنْ تَصْبِرُوا خَيْرٌ لَكُمْ : صبر شما از ازدواج با كنيزان و ارتكاب زنا ، برايتان بهتر است . « ان تصبروا » مبتدا و « خير » خبر آن است . وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ : خداوند ، آمرزندهء گناه بندگان و به ايشان رحيم است . نتيجه اين است كه اگر كسى صبر نكرد و كارى خلافى مرتكب شد و توبه كرد ، خداوند توبهاش را مىپذيرد و رحمتش را شامل حال او مىسازد . خوارج به اين آيه استدلال كردهاند كه سنگسار كردن جايز نيست . چه سنگسار را كه براى زنان آزاد و شوهر دار تعين كردهاند نمىتوان تقسيم كرد و چون در اين آيه براى كنيزان شوهر دار تعيين شده است ، معلوم مىشود كه سنگسار كردن اصلى ندارد و فقط تازيانه زدن ، ملاك است . جواب اين است كه : اگر « محصنات » را به معناى زن آزاد بدانيم - نه بمعنى زن شوهر دار - اين استدلال از درجهء اعتبار ساقط مىشود . شايد آن اين است كه كلمهء « الْمُحْصَناتِ الْمُؤْمِناتِ » كه در اول آيه به كار رفته ، بدون شك معناى آن آزاد زنان با ايمان و با عفت است زيرا با زن شوهر دار نمىتوان ازدواج كرد . وانگهى برخى گفتهاند : مقصود از « المحصنات » زنان آزاد است نه زنان پاكدامن . زيرا اگر مقصود زنان پاكدامن باشد ، ازدواج با غير از آنها جايز نخواهد بود و شكى نيست كه ازدواج با آنها نيز جايز است . سنگسار هم اجماعى امت اسلام است و مسلمانان به تواتر نقل كردهاند كه پيامبر گرامى ماعز بن مالك اسلمى و يك زن و مرد يهودى را سنگسار كرد و فقهاء از عهد صحابه تا امروز در باره آن اختلاف نكردهاند . بنا بر اين گفتار خوارج ، خلاف اجماع است و قابل اعتبار نيست .