الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

29

تفسير مجمع البيان (فارسى)

حسن روايت كرده كه مسيلمه كذاب دو تن از اصحاب رسول اكرم « ص » را بگرفت و بيكى از آن دو گفت كه آيا شهادت ميدهى كه محمد رسول اللَّه است ؟ گفت آرى . باز پرسيد كه آيا برسالت من هم شهادت ميدهى ؟ گفت آرى . پس او را آزاد كرد . سپس دومى را بخواست و گفت آيا برسالت محمد ( ص ) شهادت ميدهى ؟ گفت آرى . سپس پرسيد آيا برسالت من هم شهادت ميدهى ؟ جواب داد من گنگ و لالم . مسيلمه سه بار اين سؤال را تكرار كرد و همان جواب شنيد پس گردن او را زد . اين مطلب بسمع مبارك پيامبر اكرم « ص » رسيد فرمود : اما آنكه كشته شد بر صدق و يقين خود شهيد شد و بفضيلت و مقام خود نايل شد پس گوارا باد بر او اين مقام و پاداش عالى . و اما ديگرى اجازه و رخصت خدا را ( بر تقيه ) پذيرفت و بر او گناهى نيست بنا بر اين تقيه رخصت است ( يعنى واجب و حرام نميباشد و اختيار عمل بدان با مكلف است ) و بيان و اداء حق نيز فضيلت مىباشد . وَ يُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ : خداوند شما را از خود بر حذر ميدارد و ميترساند . يعنى خداوند شما را از عقاب و عذاب خود بر ولى گرفتن كافر و ديگر معاصى نيز ميترساند و مراد ترس از خدا ترس از عقاب اوست چنان كه وقتى مىگويى بترس از شير يعنى از قوت و درندگيش نه از خودش . وَ إِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ : ( بازگشت فقط بسوى خداست ) يعنى : بازگشت بپاداش خدا و يا حكم خداست .