الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

19

تفسير مجمع البيان (فارسى)

رسول اكرم تجاوز كنيم . مسلمانان جريان را بسمع رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله رسانيدند كه صخره و سنگى بزرگ و سخت و سپيد در دل خندق پيدا شده كه آلات ما را شكسته و هيچ از آن كنده نميشود . بهر چه ميدانى فرمان ده كه از حد و مرزى كه شما مقرر فرموده‌ايد تجاوز روا نميداريم . نبى اكرم با سلمان بخندق فرو شدند و كلنگ از دست وى بستد و ضربتى بر آن سنگ زد كه شكافته شد و برقى از آن جستن كرد كه همه جا را روشن كرد گويى چراغى درخشان در شب تيره افروخته شد . رسول اكرم تكبير بگفت و همه مسلمانان با وى تكبير گفتند و ضربتى ديگر بر آن نواخت كه سنگ را در هم شكست و برقى ديگر از آن جستن كرد كه همه جا را روشن ساخت كه گويى چراغى نور افشان در شبى ظلمانى بود . باز نبى اكرم تكبير فتح گفت و مسلمين همه تكبير گفتند . پس ضربت سوم را بر آن سنگ فرود آورد و آن را بشكست و برقى ديگر از آن بدرخشيد كه همه جا را روشن كرد باز هم حضرت تكبير فتح بگفت و همگان با وى تكبير گفتند . سپس رسول خدا از خندق بالا رفت سلمان پرسيد : يا رسول اللَّه پدر و مادرم فدايت امروز چيزى از شما ديدم كه قبلا نديده بودم . پيامبر اكرم رو بجمعيت كرد و فرمود : آيا گفته سلمان را شنيديد ؟ گفتند : آرى ، يا رسول اللَّه . فرمود : ضربت اول كه بر سنگ نواختم برقى را كه همه مشاهده كرديد از آن بيرون شد كه در آن كاخهاى حيره و مدائن چون دندان سگان بر من روشن و نمودار شد پس جبرئيل به من خبر داد كه امت من بر آنها غلبه خواهند كرد . سپس ضربت دوم را نواختم و برقى از آن جستن كرد كه مشاهده كرديد و در آن قصرهاى سرخ فام روم بر من روشن و عيان جلوه كرد كه چون نيشهاى سگان بود . جبرئيل خبر داد كه امت من بر آنها دست خواهند يافت . سر انجام ضربت سوم را نواختم برقى كه ديديد از آن بجست و در ميان آن صنعاء نيز چون دندان كلاب در برابر ديده‌ام روشن و آشكار شد . جبرئيل به من خبر داد كه