الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
6
تفسير مجمع البيان (فارسى)
عدهاش تمام شده است و براى ازدواج آماده و بىاشكال مىباشد . زراره عرض مىكند : مردم عراق از على عليه السلام روايت ميكنند كه حضرت فرمود : در اين فرض شوهر سزاوارتر است به رجوع به اين زن تا وقتى كه از حيض سوم پاك نشده است حضرت فرمود دروغ ميگويند . « وَ لا يَحِلُّ لَهُنَّ » بر زنانى كه طلاق داده شده و بايد عده نگاه دارند حلال نيست كه « أَنْ يَكْتُمْنَ ما خَلَقَ اللَّهُ فِي أَرْحامِهِنَّ » مخفى كنند آنچه را كه خدا در رحمهايشان آفريده است . در اينكه مقصود از آنچه در رحمهايشان خدا آفريده و بايد كتمان نكنند چيست ؟ اقوالى گفته شده است از اين قرار : 1 - مراد پنهان كردن عادت حيض است ( ابراهيم - عكرمه ) . 2 - مقصود پنهان كردن آبستنى است ( ابن عباس - قتاده ) . 3 - پنهان كردن حيض و آبستنى است ( ابن عمر و حسن ) . از امام صادق عليه السلام نيز همين قول سوم نقل شده است كه حضرت فرمود خداوند بر زنان سه چيز را واجب و لازم كرده : حيض و پاكى و آبستنى يعنى اظهار اين امور را و اين قول اعم از دو قول قبلى و اولى از آنها مىباشد . علت اينكه حرام است بر زنان كه حيض يا حمل خود را كتمان كنند همين است كه حق شوهر در آميزش با آنها از بين نرود ( از ابن عباس ) و نيز فرزند به مرد ديگرى نسبت پيدا نكند ( از قتاده ) . إِنْ كُنَّ يُؤْمِنَّ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ يعنى هر كس كه به خدا و جهان ديگر معتقد باشد صفت و روش او چنين است و كلمه « ان » ( اگر ) در اينجا به معناى شرط نيست كه لازمهاش اين باشد اگر به خدا معتقد نيست جائز است كه پنهان كند ، نه ، بلكه منظور اينست كه خود ايمان مانع مىشود از ارتكاب به اين گناه همانطور كه شخص برفيقش ميگويد : « اگر مؤمنى ستم مكن » كه در واقع سرزنش به عمل گناه است با ايمان . « وَ بُعُولَتُهُنَّ أَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ فِي ذلِكَ » يعنى شوهرانشان سزاوارترند در مراجعه