الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

12

تفسير مجمع البيان (فارسى)

و قالت له العينان سمعاً و طاعةً * و حدّ كالدر لمّا يثقب « 1 » و مشهور در اين باره گفتار شاعر است : امتلا الحوض و قال قطني * مهلًا رويداً قد ملأت بطنى « 2 » 2 - از ابو الهذيل حكايت شده : كه اين تعبير نشانه‌اى بود كه خداوند براى ملائكه قرار داده بود و هر هنگام آن را مىشنيدند پى ميبردند كه خداوند امرى را احداث كرده است . 3 - برخى گفته‌اند : چيزهاى معدوم چون نزد خدا معلوم است از اين جهت مانند موجود قابليّت تخاطب دارد و ممكن است هنگام ارادهء ايجاد به آنها كلمهء « كن » گفته شود . و بهترين گفتارها همان قول اوّل است و با كلام عرب نزديك‌تر و شبيه‌تر مىباشد و تأييد مىكند آن را آيهء شريفهء : « فَقالَ لَها وَ لِلْأَرْضِ ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً قالَتا أَتَيْنا طائِعِينَ » « 3 » . و اگر حمل بر معناى دوّم شود منظور اين است : كه خداوند بملائكه بعنوان اعلام و با خبر ساختن آنها از غيب ميگويد : « كن » يعنى ميگويد : « اكون » هستى مىدهم و در اين صورت فاعل « كن » خداوند و لفظ اگر چه به صورت امر - و انشاء - است ليكن منظور : اخبار و خبر دادن مىباشد ، و بنا بر اين احتمال - معناى دوّم - ممكن است فاعل « كن » همان امر معدومى باشد كه منظور ايجاد آن است ، و در حقيقت منظور اين است : خداوند بملائكه - پس از گفتن « كن » - خبر ميدهد كه

--> ( 1 ) و دو چشم به او گفتند ما مطيع و فرمانبرداريم و مانند درّ هنگام سوراخ شدن اشگ با سرعت از آنها بيرون آمد . ( 2 ) حوض پر شد به نحوى كه گفت مرا كافى است مهلت دهيد شكم من پر گشت و سيراب شد . ( 3 ) سورهء 41 آيهء 11 پس گفت به آن - آسمان - و به زمين بيائيد با رغبت و يا كراهت گفتند : آمديم در حالى كه راغب هستيم .