الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

27

تفسير مجمع البيان (فارسى)

و يا كم نموده‌اند يا نه اگر چه اين بحث مناسب با كتاب تفسير نيست ولى اجمالًا بايد گفت : در اينكه چيزى به قرآن افزوده نشده است همه اتفاق دارند اما بعضى از اماميه و قومى از حشويه « 1 » در ميان عامه گفته‌اند كه پاره‌اى از آيات قرآن كم شده است . ولى مذهب صحيح اماميه آن است كه هيچگونه تغييرى در قرآن راه نيافته است همانطور كه سيد مرتضى در جواب مسائل طرابلسيّات بطور مبسوط و كامل به اثبات آن پرداخته است ميگويد بدانسان كه ما ببودن شهرها و حوادث بزرگ عالم و كتابهاى معروف و اشعار عرب علم و يقين داريم همچنين به دست نخوردن قرآن يقين و علم داريم با اينكه در اين امور توجه و عنايت شديد به حفظ و نقل آنها به اندازه قرآن ابداً نبوده است چه قرآن معجزه پيامبر و مأخذ و سند احكام دينى اسلام است . دانشمندان اسلام در حفظ و حمايت قرآن منتهاى كوشش را داشتند بطورى كه تمام موارد اختلاف مربوط به اعراب يا قرائت و حروف همه را بطور دقيق ميدانستند و با اين عنايت و علاقه چطور تصور دارد كه چيزى از آن كم شود و تغيير يابد . سيد مرتضى اضافه مىكند : به همان درجه كه ما به اصل قرآن يقين داريم صحت اجزاء و آيات آن نيز براى ما يقينى است مثلًا كتابى را كه سيبويه يا مزنى نوشته است براى اهل ادب همه و يا قسمتى از آن تفاوت نميكند يعنى همانطور كه بأصل آن اجمالًا يقين دارند كه از سيبويه و يا مزنى است همچنين هر قسمت و بابى از آن را ميدانند كه از آنها است و اگر كسى بابى را از نحو در آب كتابها بيفزايد كه در اصل نبوده همه ميدانند كه آن قسمت بعداً اضافه و ملحق شده و جزء اصل كتاب نبوده است وقتى يك كتاب عادى چنين وضعى را داشته باشد بديهى است كه عنايت به قرآن بمراتب بالاتر از عنايت و علاقه بضبط كتاب سيبويه و ديوان‌هاى شعراء بوده است . سيد مرتضى ميگويد : قرآن در عهد رسول اللَّه به همين ترتيب كه الآن در دست

--> ( 1 ) حشويه - جمعى از معتزله‌اند كه فقط بظواهر قرآن چسبيده و خدا را جسم دانستند و آنان چون مردم پستى بودند و حشو به اين معنا است لذا « حشويه » ناميده شدند ( دائرة المعارف فريد و جدى )