محمد بن جرير الطبري (مترجم: جمعى از علماء در نيمه دوم قرن چهارم)
1769
جامع البيان عن تأويل آي القرآن (تفسير طبرى) (فارسى)
بسم اللَّه الرحمن الرحيم وَ النَّجْمِ إِذا هَوى . « 1 » بدين ستاره كه همى فرو « 2 » آيد ما ضَلَّ صاحِبُكُمْ وَ ما غَوى . « 3 » كه اين محمّد « 4 » ديوانه نيست و گم بوده نيست . وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى . « 5 » و اين قرآن از بر خويش همى نگويد كه اين وحى است كه به دو همى آيد ، چنان كه گفت : إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى . عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوى و اين جبريل عليه السّلم او را اندر مىآموزاند . و اين شديد القوى . ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوى « 6 » جبريل عليه السّلم است . پس گفت : فَأَوْحى إِلى عَبْدِهِ ما أَوْحى . ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى . « 7 » گفت كه : آن دل پيغامبر عليه السّلم مر خداوند عزّ و جلّ را بديد روشنتر از آن كه ما به چشم سر همى بينيم ، و دروغ نديد پس پيغامبر عليه السّلم خواست كه اين سورة چون فرو « 8 » آمد پيش آن كافران برخواند ، و اين سورة هيچ كس پيش ايشان بر نتوانست خواند و آخر پيغامبر عليه السّلم بتن خويش برفت ، و اين را اندر گرفت و همى خواند . « 9 » آن كافران گفتند كه : اين چيست كه همى خواند ؟ گفتند كه : اين سخنانى است كه مىگويد خداى عزّ و جلّ به من فرستاده است . پس ايشان سخت گوش بدان همى داشتند . و چون پيغامبر عليه السّلم اين جايگاه برسيد : أَ لَكُمُ الذَّكَرُ وَ لَهُ الْأُنْثى ؟ تِلْكَ إِذاً قِسْمَةٌ ضِيزى . « 10 » ابليس لعنه اللَّه بيامد و اين آيت برو فراموش كرد ، و اين يكى اندر
--> ( 1 ) و النجم 1 ( 2 ) فرود . ( صو ) ( 3 ) النجم 2 ( 4 ) اين يار شما محمد . ( صو ) ( 5 ) النجم 3 ( 6 ) النجم 6 - 5 - 4 ( 7 ) النجم 11 - 10 ( 8 ) فرود . ( صو ) ( 9 ) و اين سورة فرا خواندن گرفت . ( صو ) ( 10 ) النجم 22 - 21