محمد بن جرير الطبري (مترجم: جمعى از علماء در نيمه دوم قرن چهارم)
1746
جامع البيان عن تأويل آي القرآن (تفسير طبرى) (فارسى)
قَدْ عَلِمْنا ما تَنْقُصُ الْأَرْضُ مِنْهُمْ ، وَ عِنْدَنا كِتابٌ حَفِيظٌ « 1 » و اين كتاب حفيظ لوح محفوظ است ، كه اجل جمله فرزندان آدم اندران جا نوشته است ، و اين لوح اندر دست عزرائيل است عليه السّلم . و پيغامبر عليه السّلم شب معراج بر آسمان چهارم عزرايل عليه السّلم را ديد كه اين لوح محفوظ اندر دست داشت و او را اطلاع دادهاند بدان لوح تا چون وعدهء اجل اندر رسد او بفرمان حق تعالى قبض روح ايشان بكند . و اين « 2 » قصّه بشرح گفته آمده است . « 3 » امّا اين آيت كه مىگويد : أَ فَلَمْ يَنْظُرُوا إِلَى السَّماءِ فَوْقَهُمْ كَيْفَ بَنَيْناها وَ زَيَّنَّاها وَ ما لَها مِنْ فُرُوجٍ « 4 » اين آفريدن آسمانها است كه حق تعالى چون بيافريد بيك پاره آفريده بود ، و اين زمين هم بيك پاره آفريده بود « 5 » خداى عزّ و جلّ . پس هر يكى را بهفت گردانيد « 6 » و اكنون آسمان هفت است و زمين هفت است ، چنان كه گفت : عزّ و جلّ : أَ وَ لَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ كانَتا رَتْقاً فَفَتَقْناهُما ، وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ ، أَ فَلا يُؤْمِنُونَ ؟ « 7 » گفت كه : نمىبينند اين كافران كه اين آسمانها و زمين بر هم نشسته بود و جدا گردانيديم از بهر ايشان . امّا آراستن آسمان بدين ستارگانست كه همى بينى ، و صفت اين ستارگان گفته آمده است بسورة يس . امّا اين زمين نيز هم بيك پاره « 8 » بود و اين را نيز هم هفت گردانيد . و اكنون گروهى از علما گويند كه : اين هفت زمين در زير يكديگر است ،
--> ( 1 ) ق 4 ( 2 ) بدان لوح ، تا اجل مردمان بر آيد ، چون سپرى شود جان ايشان بردارد بفرمان خداى . و اين . ( صو ) ( 3 ) جلد چهارم ص 913 ( 4 ) ق 6 ( 5 ) همه يك لخت بود كه بيافريد و زمين يك لخت بود . ( صو ) ( 6 ) بهفت پاره كرد . ( صو ) ( 7 ) الانبياء 30 ( 8 ) بيك لخت . ( صو )