محمد بن جرير الطبري (مترجم: جمعى از علماء در نيمه دوم قرن چهارم)

1742

جامع البيان عن تأويل آي القرآن (تفسير طبرى) (فارسى)

18 - نه‌گويند از گفتارى مگر نزديك او نگاه‌بانى بجاى آمده « 1 » 19 - و آمد مستى « 2 » مرگ براست و حقّ ؛ آنست آنچه بودى تو از آن [ بيكسو شدى ] « 3 » 20 - و بدمند اندر صور ، آنست روز بيم كردن 21 - و بيايد هر تنى را با آن راننده‌اى و گواهى « 4 » 22 - و بدرستى كه بودى اندر غفلتى ازين ، برداشتيم از تو پوشش تو ، بينايى تو امروز تيزست 23 - و گفت قرين او : اينست آنچه نزديك من بجاى آمده « 5 » 24 - و اندر او كنيد اندر دوزخ هر كافرى را و معاند « 6 » 25 - بازدارندهء نيكى از حدّ اندر گذرانده‌اى گمان ماندى « 7 » 26 - آنك كرد با خداى عزّ و جلّ خدا اى ديگر ، اندر او كنيد او را اندر عذابى سخت 27 - گويد آن قرين او كه : يا خداوند ما نه نافرمانى كرديم آن را « 8 » و لكن بود اندر گم بودكى دور 28 - گويد : مه خصومت كنيد « 9 » نزديك من و بدرستى كه از پيش فرستادم سوى شما بيم كردن من « 10 » 29 - نه بدل كنيد گفتار نزديك من و نيستم من ستم كننده بندگان را

--> ( 1 ) بيرون نيفكنند هيچ گفتارى مگر نزديك وى نگاه‌بانى باشد ديرينه . ( صو ) ( 2 ) و بيايد به بىهوشى . ( صو ) ( 3 ) ( صو ) [ در متن كلمهء « تحيد » ترجمه نشده ] ( 4 ) هر تنى با وى راننده - يعنى فرشته يا فريشتگان - و گواهى - يعنى اندامها و پيغامبران - ( صو ) ( 5 ) و گفت و گويد هم نشست او : اينست كه نزديك من حاضر بود . ( صو ) ( 6 ) هر ناسپاسى را ستيزه كنى را . ( صو ) [ در متن « گمان‌مند » بايد باشد ] ( 7 ) شك كننده . ( صو ) ( 8 ) گفت فرشته كه با وى بود : يا خداوند ما برترى نفرمودمش . ( صو ) ( 9 ) پيكار مكنيد . ( صو ) ( 10 ) بيم كردن . ( صو )