محمد بن جرير الطبري (مترجم: جمعى از علماء در نيمه دوم قرن چهارم)

1496

جامع البيان عن تأويل آي القرآن (تفسير طبرى) (فارسى)

10 - و همسانست برايشان كه آگاه كنىشان و اگر نه آگاه كنى - شان « 1 » نه گروند 11 - كه بيم كنى آن كسى را كه پس روى كرد ياد كرد را و بترسد از خداى پنهانى « 2 » مژده او را بآمرزشى و مزدى بزرگوار 12 - ماايم كه زنده كنيم مرده را و نبشتيم « 3 » آنچه از پيش كردند و آنچه بازپس رها كردند ، و هر چيزى شمرديم آن اندر امامى هويدا « 4 » 13 - و بزن ايشان را داستان خداوندان ديه « 5 » كه بيامد بديشان پيغامبران 14 - كه بفرستاديم سوى ايشان دو ، و بدروغ داشتند آن دو را عزيز كرديم سه ديگرى ، « 6 » گفتند : ما سوى شما رسولان‌ايم 15 - گفتند : نيستيد شما مگر آدمى همچون ما ، و نه فرستاد خداى هيچ چيز ، و نيستيد شما مگر دروغ زنان 16 - گفتند آن رسولان كه : خداى ما داند كه ما سوى شما فرستادگانيم 17 - و نيست بر ما مگر رسانيدن هويدا 18 - گفتند آن گروه كه : ما فال زديم بشما ، و اگر نه باز شويد « 7 » سنگ سار كنيم شما را و برسد بشما از ما عذابى دردناك

--> ( 1 ) اگر بيم كنىشان يا نه كنى بيم ايشان را . ( صو ) ( 2 ) تو آن را بيم توانى كردن كه بدم رود پند را - يعنى نبى را - و بترسد از خداى مهربان بنا پيدايى . ( صو ) ( 3 ) ما آنيم كه زنده كنيم مردگان را و نبيسيم . ( صو ) ( 4 ) و آنچه سپس ماندند از نشانىها و هر چيزى بشمرديمش اندر اصلى پيدا يعنى لوح المحفوظ . ( صو ) ( 5 ) ديه ، يعنى انطاكيه . ( صو ) ( 6 ) نيرومند كرديمشان بسه ديگر . ( صو ) ( 7 ) ما شوم همى داريم شما را و اگر باز نايستيد . ( صو )