محمد بن جرير الطبري (مترجم: جمعى از علماء در نيمه دوم قرن چهارم)

1492

جامع البيان عن تأويل آي القرآن (تفسير طبرى) (فارسى)

ما ، از ايشان ستم كار مر تن خود را ، و از ايشان ميانجى ، و از ايشان آنك پيشى كردند « 1 » بنيكيها بفرمان خداى عزّ و جلّ . آنست آن افزونى بزرگ 33 - بهشتها اى كه هميشه « 2 » اندر مىروند در آنجا ، و پيرايه دهندشان اندر آنجا از دستورنجنها از زر و مرواريد ، و جامهاشان اندر آنجايگاه حرير « 3 » باشد 34 - و گويند : سپاس خداى را آنك ببرد از ما غم و اندوه ، حقّا كه خداوند ما آمرزگارست و سپاس دار - 35 - آنك فرو آورد ما را اندر سراى بايستگى از فضل او ، « 4 » و نه رسد بما اندر آنجا رنجى ، و نه ببساود ما را اندر آنجا دشخوارى « 5 » 36 - و آن كسها كه كافر شدند ايشانراست آتش دوزخ ، و نه قضا كند « 6 » بر ايشان كه بميرند و نه سبك كنند از ايشان از عذاب آن . همچنين پاداش كنيم هر كافرى و ناسپاسى را 37 - و ايشان فرياد همى خواهند « 7 » اندر آنجا : خداوند ما بيرون آر ما را تا كنيم نيكى بجز ازان كه ما مىكرديم . يا نه زندگانى داديم شما را كه پند گيريد اندر آن كى پند گرفت « 8 » و آمد بشما بيم كننده ؟ بچشيد ، كه نيست ستم كاران را هيچ يارى 38 - حقّا كه خداى عزّ و جلّ داند پنهانى آسمانها و زمين ، كه او داناست به خداوند دلها

--> ( 1 ) نامه يعنى قرآن - آن كسها كه بگزيديم از بندگان خويش ، ازيشان هست ستم كاره مر تن خويش را ، و ازيشان هست ميانه ، و ازيشان هست پيش رو . ( صو ) ( 2 ) بوستانهاى درنگى . ( صو ) ( 3 ) اندر انجا ديباى نرم . ( صو ) ( 4 ) بسراى باشيدن از افزونى خويش . ( صو ) ( 5 ) ماندگى . ( صو ) ( 6 ) نرانند . ( صو ) ( 7 ) و ايشان همى خروشند . ( صو ) ( 8 ) آنكه پند خواستى گرفتن . ( صو )