محمد بن جرير الطبري (مترجم: جمعى از علماء در نيمه دوم قرن چهارم)
1488
جامع البيان عن تأويل آي القرآن (تفسير طبرى) (فارسى)
زندگانى اين جهان ، و مه فريباناد شما را بخداى فريبنده « 1 » 6 - حقّا كه ديو شما را دشمن است بگيريد او را دشمن ، كه مىخواند گروه او را « 2 » تا باشند از خداوندان دوزخ 7 - آن كسها كه كافر شدند ايشانراست عذاب « 3 » سخت ، و آن كسها كه بگرويدند و كردند نيكيها ايشانراست آمرزش و مزدى بزرگ 8 - و انكس كه آراسته شد او را بدى كردار او بيند نيكو ؟ كه خداى عزّ و جلّ گم كند آن را كه خواهد و راه نمايد آن را كه خواهد مه رودا تن تو بر ايشان بحسرتها ، « 4 » حقّا كه خداى عزّ و جلّ داناست بدانچه همى كنند 9 - و خداى عزّ و جلّ آنك بفرستاد بادها ، برانگيزد « 5 » ابرى ، پس برانديم آن را سوى شهرى مرده ، و زنده گردانيم بدان زمين از پس مردن « 6 » آن چنين است برانگيختن 10 - هر كى خواهد عزّت ، خداى راست عزّت همه ، سوى او بر شود سخن خوش و كردار نيكو بربرد آن را ؛ « 7 » و آن كسها كه سگالش مىكنند بديها ايشانراست عذابى سخت ، و سگالش ايشان او تباه كند « 8 » 11 - و خداى عزّ و جلّ بيافريد شما را از خاكى ، پس از آبى گنده ، پس كند شما را جفتها ؛ « 9 » و نه بردارد هيچ مادهاى و نه نهد مگر بدانش او ؛
--> ( 1 ) ديو فريبنده . ( صو ) ( 2 ) خويش را . ( صو ) ( 3 ) عذابى . ( صو ) ( 4 ) پشيمانيها يعنى خود را هلاك مكن نماينده منم . ( صو ) ( 5 ) و خداى آنست كه بفرستاد بادها را برانگيزد . ( صو ) ( 6 ) مرده ، بىگياه . زنده گردانيديم بوى زمين را پس مرگ وى . ( صو ) ( 7 ) عزة و قوة ، مر خدايراست عزة و قوة سوى وى بر شود سخن پاك و خوش . يعنى كلمهء لا إله الا اللَّه و كردار نيك ، برداردش اين كلمه . ( صو ) ( 8 ) وى است كه هلاك شود . ( صو ) ( 9 ) از آب اندك ، بار بكرد شما را جفتان يعنى زنان . ( صو )