محمد بن جرير الطبري (مترجم: جمعى از علماء در نيمه دوم قرن چهارم)
1108
جامع البيان عن تأويل آي القرآن (تفسير طبرى) (فارسى)
تو آمده ، بايد كه باز پيش ما فرستى يا بدرياشان غرقه كنى . پس ياران جواب دادند و گفتند كه او مجهول نيست و جادو نيست ، كه او پيغامبر خداى عزّ و جلّ است بر حق ، و براستى و درستى . و سورتى دو از قرآن پيش نجاشى بخواندند . پس نجاشى بانجيل اندر نگاه كرد و اندر انجيل چنين يافت كه پيغامبرى از ميان عرب برون آيد نام او محمّد ، و گروهى باشند كه ايمان بوى نياورند و او را دروغ زن و جادو و مجهول خوانند . پس چون ملك نجاشى در انجيل يافت دانست كه آن محمّد است و پيغامبر خداى عزّ و جلّ است براستى و درستى ، و آن اهل مكّه بباطل همى كوشيدند ، و ايشان همه دروغ مىگفتند ، و مجهولى ايشان همى كردند . پس روى سوى آن اهل مكّيان كرد و گفت كه من نگاه كردم اندر انجيل و اين محمّد پيغامبر خداى است به حق و راستى و درستى ، و او هيچ دروغ نمىگويد و هر چه مىگويد از خداى مىگويد ، و دين وى دين حق است و شما را بخداى مىبخواند و از دوزختان بيم همى كند ، و ببهشتتان مىرساند ، چرا او را دروغ زن مىخوانيد ؟ بايد كه او را براست داريد و دين وى گيريد ، و به دو و بخداى وى بگرويد ، اگر مىخواهيد كه رستگارى يابيد . پس آن هديها « 1 » كه آورده بودند جمله بديشان باز داد ، و جواب نامه بدين قاعده باز كرد و ايشان را باستخفاف و بىحرمتى گسيل كرد ، و باز گردانيد ، و او خود شهادت بياورد و مسلمان گشت و هديها و تحفها و غلامان و كنيزكان بسيار پيش پيغامبر فرستاد ، و آن ياران را نوازش
--> ( 1 ) پس ملك حبشه روى بدين اهل مكه اندر نهاد ، و گفت آن دين ايشان حقست چرا بدان نه گرويد ؟ و ايشان را خوار كرد و آن هديها . ( بو )