محمد بن جرير الطبري (مترجم: جمعى از علماء در نيمه دوم قرن چهارم)
859
جامع البيان عن تأويل آي القرآن (تفسير طبرى) (فارسى)
مخور كه ما او را و فرزندان او را برهانيم مگر زنش را كه وى كافر است . پس هر سه برفتند تا سپيده دم برسيدند . دختران لوط پيش ايشان آمد ، ايشان خانهء لوط از وى بپرسيدند . ايشان گفتند ما دختران لوطايم ، بياييد تا شما را سوى وى بريم . پس چون بدر سراى رسيدند دختر لوط اندر رفت و گفت يا پدر ما را مهمان آمدند . چون فريشتگان پيش ايشان اندر رفتند و بر لوط سلام كردند ، لوط جواب سلام باز داد ، و چون بديدشان سخت غمگين گشت از بهر آن كترسيد كه گروه وى دست درازى كند بديشان ، اهل سدوم شرط كرده بودند با لوط ، نگر مهمانان نيكو رويان نيارى كه آن گاه ما بريشان بلايگى كنيم . زن لوط زود برفت و مردمان مؤتفكات را بياگاهانيد و گفت بدانيد كمر لوط را مهمانان آمدند سخت نيكو رويان ، و آن مردمان همه بدر سراى لوط شدند و گفتند : أَ وَ لَمْ نَنْهَكَ عَنِ الْعالَمِينَ ؟ « 1 » و گفتند نه ترا گفتيم نگر مهمانان نيارى كه ما با ايشان بلايگى كنيم . لوط هر چند گفت از وى نه انديشيدند . لوط گفت : هؤُلاءِ بَناتِي إِنْ كُنْتُمْ فاعِلِينَ . « 2 » گفت اينك دختران من بزنى بشما دهم . ايشان گفتند : ما لَنا فِي بَناتِكَ مِنْ حَقٍّ وَ إِنَّكَ لَتَعْلَمُ ما نُرِيدُ . « 3 » پس لوط در خانهء تاريك بگشاد ، و ايشان هر سه تن را اندر انجا كرد و در ببست . اين مردمان خويشتن بخانهء لوط اندر افكندند و در بشكستند . و اندران خانه كه ايشان بودند سه تن اندر شد ، يكى فراز رفت كه دست جبريل عليه السّلم بگرفت و خواست كه بيرون كشد ، وى بادى بر ايشان افكند هر سه تن نابينا گشتند و بيرون آمدند ، و گفتند اين مهمانان لوط
--> ( 1 ) - الحجر ، 70 ( 2 ) - الحجر ، 71 ( 3 ) - هود ، 79