محمد بن جرير الطبري (مترجم: جمعى از علماء در نيمه دوم قرن چهارم)

850

جامع البيان عن تأويل آي القرآن (تفسير طبرى) (فارسى)

تفسير سورة الحجر و قصّهء آدم و ابليس و الملايكه كما قال اللَّه عزّ و جلّ : وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ . وَ الْجَانَّ خَلَقْناهُ مِنْ قَبْلُ مِنْ نارِ السَّمُومِ « 1 » . و سبب حديث ابليس و ملايكتان و آدم و فريشتگان آن بود كه مر ترا بدين كتاب اندر گفته آمد است و لكن اينجا نيز حرفى چند بگوييم . و اين سورة مكّى است و بمكّه فرود آمد است بدان وقت كه اول پيغامبر ما صلّى اللَّه عليه بيرون آمده بود و اهل مكّه مرو را بدروغ - زن مىداشتند . خداى عزّ و جلّ مرين سورة را بفرستاد و مر پيغامبر را دل بدين خوش گردانيد و گفت اهل مكّه ترا دروغ‌زن همى دارند و آن پيغامبران كه پيش از تو بودند هم ازين گونه بود « 2 » . اكنون باز گرديم بقصّهء آدم با فريشتگان . چنانك گفت خداى عزّ و جلّ : وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ . وَ الْجَانَّ خَلَقْناهُ مِنْ قَبْلُ مِنْ نارِ السَّمُومِ . « 3 »

--> ( 1 ) - الحجر ، 26 - 25 ( 2 ) - و اين سورة الحجر به مكه فرو آمدست به اول كار پيغامبر عليه السلام و اهل مكه او را جادو همىخواندند و دل پيغامبر بدان تنگ همى شد . ايزد تعالى اين سوره بفرستاد تا دل پيغامبر عليه السلم خوش گشت . گفت اگر اهل مكه ترا دروغ‌زن همىخوانند انديشه مدار كه آن پيغامبران را كه پيش از تو بودند نيز دروغ‌زن خواندند . تو بپرستيدن خداى عزّ و جلّ مشغول باش تا وقت مرگ . چنان كه گفت لعمرك انهم لفى سكرتهم يعمهون . و اين همه از بهر دل خوش بودن پيغامبر را گفت عليه السلام . قصهء آدم مع الملائكة . اما اين آيت گفت عزّ و جلّ : وَ لَقَدْ خَلَقْنَا . . . ( خ ) - دو نسخهء « صو » و « نا » همچنين است با اندك تغييرى در عبارت . ( 3 ) - الحجر ، 26 - 5