محمد بن جرير الطبري (مترجم: جمعى از علماء در نيمه دوم قرن چهارم)

836

جامع البيان عن تأويل آي القرآن (تفسير طبرى) (فارسى)

بفرمود « 1 » كخانه بنا كنيد چنانك گفت : وَ إِذْ بَوَّأْنا لِإِبْراهِيمَ مَكانَ الْبَيْتِ . الى الاية « 2 » قصة بناء الكعبة ] پس خداى عزّ و جلّ فرمود مر ابراهيم را عليه السّلم تا برود و با اسمعيل دست يكى كند ، و آنجا كه بيت المعمور بود يكى خانه بنا كند . و ابراهيم بمكّه آمد و اسمعيل بصيد بود ، از پس برفت ، او را يافت بر سر كوهى همى تير تراشيد . پس ابراهيم گفت اى پسر بدان كه خداى عزّ و جلّ مرا سوى تو پيغام دادست كه با من يارى كنى تا آنجا كه جايگاه زمزم است يكى خانه بنا كنم بجايگاه بيت المعمور « 3 » . اسمعيل گفت يا پدر سپاس دارم . پس بيامدند و جايگاه خانه پيدا كردند . گروهى گويد كوهى بود آنجا از آنجا برخاست . و گروهى گويد « 4 » مارى بيامد و جايگاه خانه مر ايشان را نمود . پس هر دو بيستادند و زمين بكندن گرفتند . پنج ارش بر سنگ فرو بردند ، بسنگى رسيدند كه هر چند جهد كردند ميتين بران كار نكرد ، و آن قاعدهء خانه بود ، و هم از آنجا سنگ و گل برآوردند تا سر زمين برآوردند ، ديوارهاى خانه برآوردند ، تا آن جايگاه كه دست ابراهيم عليه السّلم همى بر رسيد . پس سنگى به زير پاى اندر نهاد بزرگ

--> ( 1 ) - بفرمود ايشان را . ( صو . نا ) ( 2 ) - الحج 26 . ( 3 ) - تا اينجا كه اين آب پديد آمدست يكى خانه بنا كنيم . ( خ . صو . نا . ب ) ( 4 ) - بعدا « گويند » كرده‌اند . در نسخه‌هاى ديگر « گويند » .