محمد بن جرير الطبري (مترجم: جمعى از علماء در نيمه دوم قرن چهارم)
551
جامع البيان عن تأويل آي القرآن (تفسير طبرى) (فارسى)
جلد سوم [ ادامه سوره اعراف ] بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ [ ترجمه ] 171 - و چون برداشتيم كوه را از برايشان گويى آن سايهاى استى « 1 » و گمان بردند كه آن افتاده است بر ايشان ، بگيريد آنچه داديم شما را به زور ، « 2 » و ياد كنيد آنچه اندر آن [ است ] مگر « 3 » شما بپرهيزيد * 172 - و چون بگرفت « 4 » خداوند تو از فرزندان آدم از پشتهاى ايشان فرزندان ايشان را و گواه كرد « 5 » ايشان را بر تنهاى ايشان كه : نيستم « 6 » خداوند شما ؟ گفتند : آرى گواهى دهيم . « 7 » كه گويند روز رستاخيز كه : ما بوديم ازين غافلان * 173 - يا گويند كه : انباز گرفتند پدران ما از پيش و بوديم فرزندانى از پس ايشان ، مى « 8 » هلاك كنى ما را بدانچه كردند تباهكاران ؟ « 9 » * 174 - و چنان فصل كنيم آيتها و مگر ايشان باز « 10 » گردند * 175 - و بخوان بر ايشان خبر آنك « 11 » داديم او را آيتهاى ما و بيرون آمد ازان ، « 12 » متابعت كرد او را ديو « 13 » و بود از بىراهان *
--> ( 1 ) گويى آن بود سايبانى . ( نا ) - چنان چون وى سايهء استى . ( صو ) ( 2 ) بنيرو . ( خ . نا ) باستوارى ( صو ) ( 3 ) - اندران است تا مگر . ( خ . صو ) ( 4 ) - كفرا گرفت . ( خ ) ( 5 ) - گواه نهاد . ( صو ) - گواه گرفت . ( خ ) ( 6 ) همى نيستم ؟ ( خ ) - اى نيستم ؟ ( نا ) ( 7 ) - داديم . ( خ ) ( 8 ) - همى . ( خ . نا ) - يا همى . ( صو ) ( 9 ) - بيهودهگويان . ( نا ) - بيكاران . ( صو ) - كافران . ( خ ) - ترجمهء مبطلون . ( 10 ) - و همچنين پيدا كنيم حجتها تا ايشان . ( خ ) ( 11 ) - آن كسها . ( خ ) - آن كسى كه . ( صو ) - آن كس كه . ( نا ) ( 12 ) - نشانىهاى ما يعنى كه آيتها خويشتن بيرون آورد از انجا . ( صو ) - حجتهاى ما بيرون آورد سر از آن . ( نا ) ( 13 ) - حجتهاى ما بيرون آورد خويشتن را از ان ، متابعت كرد ديو را . ( خ )