محمد بن جرير الطبري (مترجم: جمعى از علماء در نيمه دوم قرن چهارم)

593

جامع البيان عن تأويل آي القرآن (تفسير طبرى) (فارسى)

بكفر و معصيتها از پيش ، پس دست داد و توانايى داد و بر كينه كشيدن ازيشان بهر چه خواهى انبار بتردست دهد ، و خدايست همه دانى بدانچه در دلها است ، راست داور بدانچه مىحكم كند « 1 » * 72 - حقّا كه انكسها كه بگرويدند از صدق دل بخداى و محمّد و قرآن ، و براى خداى بحشم بيامدند از مكّه بمدينه ، و بكوشيدند با دشمن خداى بخواستهاى ايشان و تنهاى ايشان بجنگ كردن در راه دين و طاعت خداى ؛ - معنى مهاجريان - ، و آن كسها كه جا كردند بخانهء خويش پيغامبر را و ياران وى را و يارى كردند روز بدر پيغمبر را - معنى انصاريان را - ايشان‌نند كه برخى ازيشان سزاوارتر ميراث خوار و دوستان و ياران يك ديگراند بميراث برخى ، هر چند خويش نه‌اند ؛ و آن كسها كه بگرويدند بخداى و محمّد و قرآن و بخشم « 2 » بنيامدند از مكّه بمدينه ، نيست شما را از خويشاوندى ايشان هيچ چيزى از ميراث ، و نه ايشان را از ميراث شما هيچ چيزى تا آن گاه كه بيايند از مكّه بمدينه بهجرت ؛ و اگر خواهند - آن قوم كه بمكّه‌اند از مؤمنان - يارى كردن از شما در كار الدّين حق ور دشمنان‌شان ، پس بر شما بود واجب يارى كردن ايشان را بجنگ آن دشمن ، مگر بر گروهى كه ميان شما و ميان ايشان بود پيمانى و عهدى به صلح ، - آن گه بر ايشان يارى مكنيد ، به صلح سخن گوئيد ، - و خدايست بدانچه مىكنيد بيناى به همه رويهاى « 3 » *

--> ( 1 ) - اگر خواهند خيانت كردن ترا كخيانت كردند خداى را از پيش دست داد زيشان ، خداى داناست و با حكمت . ( خ ) ( 2 ) - در اينجا « بخشم » و در چند سطر پيش « بحشم » و ظاهرا « حشم » اصح است . ( 3 ) - كه آن كسها بگرويدند و هجرت كردند و جهاد كردند بخواستها و تنهاى ايشان از بهر خداى ؛ و آن كسها كه جاى كردند و يارى كردند ايشانند برخى زيشان دوستان برخى ؛ و آن كسها كه بگرويدند و نه هجرت كردند نباشد شما را از ولايت ايشان از چيزى تا هجرت كنند ، اگر يارى كنند [ يارى خواهند -