محمد بن جرير الطبري (مترجم: جمعى از علماء در نيمه دوم قرن چهارم)
584
جامع البيان عن تأويل آي القرآن (تفسير طبرى) (فارسى)
و مر راه گذرى كه از اهل بيت نباشند ، كه هستيد شما كه بگرويد بخداى عزّ و جلّ و بدانچه فرو فرستيديم بر بندهء ما محمّد روز جدا كردن ميان حقّ و باطل ، آن روز كه فاهم رسيد آن دو لشكر در انبوهى ، « 1 » و خدايست بر هر چيزى كه خواهد تواناى * 42 - آن وقت كه شما بوديد بدان كنار خشك رود ، كه نزديك ترست از مدينه ، و ايشان بودند - بو جهل و لشكر او - بدان كنارهء رود ، - كه دورترست از مدينه - و اشتر سواران و كاروان و يارانش فروتر بودند از شما - و اگر وعدهء حرب باز داده بوديد شما حقّا كه فادواى كرديد شما در آن هنگام كردن ، و باز هم نيامديد ؛ بيك چنين ساخته گشت كه وعده ناكرده باز هم آورد خداى عزّ و جلّ كارى كه بود در علم و قضا گردانى و آن كار بودانى « 2 » تا هلاك و نيست شود آن كس كه هلاك شد نيست از پس پديد آمدن نصرت و تا زنده دل بماند در اسلام آن كس كه زنده دل بماند نيست از پس پديد آمدن نصرت ، و حقّا كه خدايست بىشك شنواى داناى باجابت « 3 » * 43 - آن وقت كه باز نمود با تو يا محمّد ايشان را خداى در خواب ديدن تو و در چشم ديدار تو اندكى بعدد ؛ و اگر باز نمودى ايشان را بسيارى در عدد حقّا كه بد دل گشتيد شما در حرب كردن و حقّا كه پيكار « 4 »
--> ( 1 ) - آن روز كه گرد آمده دو گروه . ( صو ) - كه فراهم آمدند دو گروه . ( نا ) - روز فراهم آمدن دو دريا . ( خ ) - ترجمهء يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ . ( 2 ) - ظاهرا : كردنى و آن كار بودنى . ( 3 ) - كه بوديد بناحيتى دور تر و سواران فروتر از شما بودند اگر وعده كرده بوديد شما يكديگر را خلاف آمدى اندر وعده ، و لكن بگزارد خداى كارى كه باشد كردنى آنكه تا هلاك كند آنكه هلاك شد از پيدايى و زنده كند آنكه زنده شد از پيدايى كخداى شنواست و دانا . ( خ ) ( 4 ) - بد دل ببودى و پيكار كردى شما . ( خ )