محمد بن جرير الطبري (مترجم: جمعى از علماء در نيمه دوم قرن چهارم)
337
جامع البيان عن تأويل آي القرآن (تفسير طبرى) (فارسى)
155 - بدانچه بشكستند پيمان ايشان « 1 » ، و كافرى ايشان بآيتهاى خداى ، و كشتن [ ايشان ] پيغامبران [ را ] « 2 » بناحق ، و گفتار ايشان كه : - دلهاى ما اندر غلاف است « 3 » - نه مهر نهاد خداى بر آن « 4 » بكافرى ايشان نه گروند مگر اندكى * 156 - و بكافرى ايشان و گفتار ايشان بر مريم بهتانى « 5 » بزرگ . 157 - و گفتار ايشان كه : ما كشتيم مسيح را عيسى را پسر مريم را پيغامبر خداى . و نه كشتند او را و نه بردار كردند او را و لكن مانند كرد « 6 » ايشان را . كه آن كسها كه اختلاف كردند اندران اندر بگماناند ازان « 7 » ، نيست ايشان را بدان از دانش مگر پس روى كردن انديشه « 8 » ، و نه كشتند [ ش ] « 9 » بدرستى - 158 - كه برداشت او را « 10 » خداى سوى او ، و هست خداى بىهمتا با حكمت * 159 - كه از اهل كتاب « 11 » مگر كه بگروند بدان پيش مرگ او ، و روز رستخيز باشد بر ايشان گواه * « 12 » 160 - ستم كردن « 13 » از آن كسها كه جهوداناند حرام كرديم بريشان پاكيها گشاده كرده آمد ايشان را ، و به زور شدن « 14 » ايشان از راه
--> ( 1 ) بر آن شكستن ايشان پيمانهاشان . ( خ ) - بدانچه بشكستند پيمان خويش را . ( صو ) ( 2 ) ( خ . صو ) ( 3 ) پوششى است . ( خ ) ( 4 ) بر آن دلها . ( صو ) ( 5 ) دروغى . ( خ . صو ) ( 6 ) ماننده كرد . ( خ ) - ماننده گردانيدند . ( صو ) ( 7 ) اندر گمانى از ان . ( خ ) ( 8 ) متابعت كردن گمان . ( خ ) - بدم رفتن گمان . ( صو ) - در متن : پس روى كردند . ( 9 ) ( صو ) ( 10 ) نه بر برد او را خداى . ( خ ) - نه ، كه برداشتش . ( صو ) ( 11 ) هست از خداوندان توريت . ( خ ) - و نيست از مردمان تورية و انجيل . ( صو ) ( 12 ) گواى . ( خ ) ( 13 ) بستم . ( خ ) - به بيداد كردنى . ( صو ) ( 14 ) و بازداشتن . ( خ )