محمد بن جرير الطبري (مترجم: جمعى از علماء در نيمه دوم قرن چهارم)

325

جامع البيان عن تأويل آي القرآن (تفسير طبرى) (فارسى)

106 - و آمرزش خواه از خداى كه خداى هست آمرزگار و بخشاينده * 107 - و مه پيكار كن از آن كسها كه مىخيانت كنند بتنهاى ايشان ، كه خداى نه دوست دارد آن كه باشد خيانت كننده « 1 » و بزه‌مند * 108 - مىپنهان كنند از مردمان و نه پنهان كنند از خداى و اوست با ايشان [ كه همى سگالند ] « 2 » آنچه نه پسندد « 3 » از گفتار ، و هست خداى بدانچه مىكنند آگاه « 4 » * 109 - شمائيد « 5 » ايشان كه پيكار كرديد « 6 » ازيشان اندر زندگانى اين جهان و هر كى پيكار كند با خداى ازيشان روز رستخيز يا كى « 7 » باشد بريشان نگه‌بان * 110 - و هر كى كند بدى يا ستم كند بتن او پس آمرزش خواهد از خداى يابد خداى را آمرزگار و بخشانيده * 111 - و هر كى سازد « 8 » بزه كه او مىسازد آن را بر تن او ، و هست خداى دانا [ و ] با حكمت * 112 - و هر كى سازد گناهى يا بزه‌اى ، پس [ تهمت كند بدان بى گناهى را ] « 9 » كه برداشت بهتانى « 10 » و بزه‌اى هويدا * 113 - و اگر نه فضل خداى استى بر تو و رحمت او خواست « 11 » گروهى ازيشان كه گم كنند ترا ، و نه گم كنند « 12 » مگر تنهاى ايشان

--> ( 1 ) خيانت‌گر . ( خ ) ( 2 ) ( خ ) ( 3 ) ( خ ) - متن : نه پسندند . ( 4 ) دانا . ( خ ) ( 5 ) ( خ ) - متن : ايشانند . ( 6 ) كنيد . ( خ ) ( 7 ) يا آنك . ( خ ) ( 8 ) و هر كه كند . ( خ ) ، در موارد بعدى نيز . ( 9 ) ( خ ) - متن : پس برگردد او ازان . ( 10 ) كه برگرفت دروغى . ( خ ) ( 11 ) انديشه كردى . ( خ ) ( 12 ) بى راهى كنند ترا و نه بىراهى كنند . ( خ )