محمد بن جرير الطبري (مترجم: جمعى از علماء در نيمه دوم قرن چهارم)
314
جامع البيان عن تأويل آي القرآن (تفسير طبرى) (فارسى)
بر مؤمنان نوشته بوقت كرده « 1 » * 104 - و نه سستى كنيد اندر جستن گروهى . كه باشند رنج رسيدگان كه ايشانند رنج رسيدگان چنان كه [ شمائيد ] رنج رسيدگان ؛ و مىاوميد داريد از خداى آنچه نه اوميد دارند ، و هست خداى دانا با حكمت * ترجمة سورة النساء و قصتها و اين سورة النّسا [ ء ] بيشتر اندر حديث زنان است ، و نگاه داشتن ايشان ، و عشرة ايشان ، و آيتهاى ميراث بخشيدن و نگاه داشتن حدّهاى خداى عزّ و جلّ . پس قصهء منافقان است و گفتار ايشان ، و كردار ايشان ، و آنچه با پيغامبر عليه السّلام كردند از منافقى . امّا اوّل اين سورة اندر كار آدم عليه السّلام آمده است پدر ما . امّا آنچه گفت ايزد تعالى : بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ . يا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ ، وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها ، وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالًا كَثِيراً وَ نِساءً . « 2 » اين آفريدن پدر ما آدم است عليه السّلام . و اين بعضى گفته آمده است در سورة البقرة ، و بعضى اندرين سورة « 3 » گفته آيد . امّا حال پدر « 4 » ما آدم عليه السّلام چنين بوده است كه اين جهان اوّل فريشتگان داشتند ، گروهى بودند كه ايشان را جان خواندند كه پنهان باشند ، و ايشان را بنتوان ديدن « 5 » . و مردم را انسى از بهر آن خوانند كه پيدا باشند و بتوان ديدن . و گروهى گويند كه ابليس مهتر اين
--> ( 1 ) وقت پديد كرده . ( صو ) ( 2 ) سورة النساء ، 1 ( 3 ) و اين قصه لختى گفته آمدست بسورة البقره و لختى بدين سورة اندر . ( خ . ن . صو ) ( 4 ) حال آفريدن پدر . ( خ . ن ) ( 5 ) جان خواندند و اين جان از جن است ، و جن چيزى باشد كه پنهان باشد و نتوان ديدن . ( خ . ن )