محمد بن جرير الطبري (مترجم: جمعى از علماء در نيمه دوم قرن چهارم)

309

جامع البيان عن تأويل آي القرآن (تفسير طبرى) (فارسى)

بدان ] « 1 » ؛ اگر باز گردانند آن را سوى پيغامبر و سوى خداوندان فرمان از ايشان بدانند آن را آن كسها كه بيرون آرند آن را ازيشان ، و اگر نه فضل خداى است بر شما و رحمت او پس روى كردى « 2 » شما ديو را مگر اندكى * 84 - كارزار كن اندر راه خداى نه خواهد مگر تن تو را ، و برانگيز مؤمنان را ، باشد كه خداى بازدارد عذاب « 3 » آن كسها كه كافر شدند ، و خداى سخت [ تر ] « 4 » بعذابست و سختر بعقوبت * 85 - هر كى شفاعت كند شفاعتى نيكو باشد او را بهره‌اى از آن ، و هر كى شفاعت كند شفاعتى بد باشد او را بهره‌اى از آن ، و هست خداى بر همه چيزى توانا * 86 - و چون ستايند [ تان ] بستايشى بستاييد « 5 » نيكوتر از آن يا باز بريد « 6 » آن را ، كه خداى هست بر همه چيزى بسنده * 87 - خداى نيست خداى مگر او ، فاهم كند « 7 » شما را سوى روز رستخيز ، نيست شك اندران . و كيست راست گوىتر از خداى بحديث ؟ « 8 » * 88 - نيست شما را « 9 » اندر منافقان دو گروه و خداى هلاك كردشان « 10 » بدانچه ساختند ؟ مىخواهيد كه راه يابيد آن كى گم كرد راه خداى « 11 » ،

--> ( 1 ) ( خ ) - بگسترانند يعنى آشكار كنند بوى . ( صو ) - متن : ( چون شوى بر او ) ( 2 ) بدم رفتيدى ديو را . ( صو ) ( 3 ) عذاب . ( خ ) - سختى . ( صو ) - آسيب . ( ابو الفتوح ) - ترجمهء : بأس ( 4 ) ( خ ) ( 5 ) و چون تحيت كنند شما را بتحيتى ، تحيت كنيد . ( خ ) - و چون درود دهند شما را درود دادنى ، درود باز دهيد . ( صو ) ( 6 ) يا هم چنان . ( خ ) - يا هم چنان درود باز دهيد . ( صو ) ( 7 ) با گردآورد . ( خ ) ( 8 ) بسخن . ( صو ) ( 9 ) چبود مر شما را . ( خ ) - چه بودست مر شما را . ( صو ) ( 10 ) نگونسار كرد ايشان را . ( خ ) ( 11 ) يا خواهيد كه راه نماييد آن را كه گم راه گردانيد خداى ؟ ( صو )