محمد بن جرير الطبري (مترجم: جمعى از علماء در نيمه دوم قرن چهارم)
32
جامع البيان عن تأويل آي القرآن (تفسير طبرى) (فارسى)
ديگر باشد . و دوازده برج است آفتاب را كه هر ماهى آفتاب ببرجى ديگر باشد . و قصهء اين ستارگان رونده و ايستاده و آفتاب و ماهتاب بدين كتاب اندر گفته آيد بجايگاه خويش . اما آنچه پرسيدند كه خداى عزّ و جلّ اين جهان را به چند روزافريده است و تا چند هنگام بدارد . گفت خداى عزّ و جلّ اين جهان را بشش روز آفريد چنان كه گفت عزّ و جلّ : وَ لَقَدْ خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ « 1 » . و هر روزى ازين روزها هزار سال باشد چنان كه گفت : وَ إِنَّ يَوْماً عِنْدَ رَبِّكَ كَأَلْفِ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ « 2 » . و اگر خواستى بيك ساعت بيافريدى ، امّا بروزگار آفريد تا بدانند كه حكيم كار بروزگار كند . و پيغامبر عليه السّلام گفت كه : العجلة من الشيطان و التّأنى من الرّحمن . گفت شتابزدگى اندر كارها از كار ديو است ، و آهستگى از كار خداى عزّ و جلّ . و اين قصّهء آفريدن اين جهان بشرح گفته آيد اندر جايگاه خويش . اما آنچه پرسيدند كه رستاخيز كى باشد . جبريل اين آيت بياورد : يَسْئَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْساها . فِيمَ أَنْتَ مِنْ ذِكْراها . إِلى رَبِّكَ مُنْتَهاها . إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرُ مَنْ يَخْشاها « 3 » . گفت كه همى پرسند كه رستاخيز كى باشد و تو بچه اندرى از دانستن رستاخيز . و اين قصّه نيز بجايگاه خويش گفته آيد . اما آنچه پرسيدند از حديث جابلقا و جابرسا و تارس و تافيل . گفت كه اين خلقهااند كه خداى عزّ و جلّ آفريدست ايشان را اندر كوه قاف . و پيغامبر عليه السّلام گفت : من يعلم ما بين جابلقا و جابرسا ؟ گفت كى داند
--> ( 1 ) السجده ، 24 ( 2 ) الحج ، 47 ( 3 ) النازعات ، 42 - 44