محمد بن جرير الطبري (مترجم: جمعى از علماء در نيمه دوم قرن چهارم)
30
جامع البيان عن تأويل آي القرآن (تفسير طبرى) (فارسى)
و بگو كه هاروت و ماروت كبودند ، و چه بودند ، و چه گناه كردند كه خداى عزّ و جلّ ايشان را عذاب كرد ، و كجا باشند ، و جادوان از ايشان چه آموزند ؟ و گفتند بگوى كه خداى عزّ و جلّ پيش آدم كى را آفريده بود و اين زمين اول در دست كى بود ، و چه خلقان بودند كه اين جهان ايشان داشتند ؟ پس پيغامبر عليه السّلم اين مسئلهها را جمله جواب داد . جواب دادن پيغامبر عليه السّلام پس پيغامبر عليه السّلم اين مسئلهها را جمله جواب كرد هم چنان كه بتورات اندر بود . اما آنچه پرسيدند كه صفت خداى خويش ما را بگوى كه چون است . پيغامبر عليه السّلام گفت كه خداى من بىچون و بى چگونه است ، و چونى او را نتوان گفت زيرا كه هيچ چيز به دو نماند ، و او به هيچ چيز نماند . و جبريل عليه السّلام اين سورة بياورد حجّت قول پيغامبر عليه السّلام را : بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ، اللَّهُ الصَّمَدُ ، لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ . « 1 » گفت صفت خداوند من چنين است كه خويش را گفتست ، و بيش از آن كه گفتست صفت او نتوان گفتن . و تفسير اين سورة اينست كه گفت يا محمّد بگو كه خداى عزّ و جلّ يكى است كه او را همتا نيست و خداى صمد است . و اندرين صمد قولها بسيار است . گفتند كه صمد آن بود كه ميان تهى نبود و او را بطعام حاجت نيايد . و خداى ما را فرزند نيست و كس نزايد از وى ، و او از كس
--> ( 1 ) سورة الاخلاص .